BrowseTārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah → page 410

Page 410

Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah · pages 1–581


Page image — the source of record

Scanned page 410 of Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah

Machine transcription

رسیده بعد این دامیر به بلاد خود رجوع کرد و امیرالمسلمین نامبرده بقع محمد بن تومرت که ادعا مهدویت می نمود مشغول شد در اندلس فتنها بسیار شایع گردید د امیرالمسلمین تاشفین نام پسر خود را بجهته جهاد کفار با مارت اندلس فرستاد در ما بین او و ابن ردمیر وقایع بسیار برپاشد که بر بعض وقایع پسر ابن ردمیر مظفر و منصور شده و ابن ردمیر بعد از مدت بیست روز از غم و اندوه هلاک شد و از سخت ترین ملوک افریج بود بر مسلمانها و حضرت حافظ حقیقی مسلمانان را از شر آن کفر فاجر و فایت و کفایت نمود و از جمله ملوک افرنج اذفونش که تلک طلیطله را نموده باقی اند در میان او و مسلمانها وقایع بسیار شد تا عقد مصالحه بیساله منعقد نمودند. ذکر قیام محمد بن تومرت که ادعا مینمود که مهدی منتظر شمیا بدینکه این قضیه را کیفیتی و کلام طویلی میباشد که در کتب تواریخ مذکور است و خلاصه آن اینیست که محمد بن تومرت مردی بود از جبل سوس و ادعا مینمود که من شریف سید حسینی میباشم و تحصیل علوم را بولایات مغرب و یمن و از انجا به مشرق و عراق رفته د با بسیاری علما اجتماع نموده و از نزد هر کدام چیزی اخذ کرده و گفته شده که یکی از علما و حضرت امام غزالی علیه الرحمه بوده و بعضی گفته که بخدمت امام غزالی علیه الرحمه نرسیده و خوابها بسیار می دید و تاویل آن ابقیام امر امامت مینمود بعضی از خوابها او این بود که آب یکه در بار او وترتوس اشامید و بعلم رمل و نجوم نیز دسترسی و وابستگی داشته و خیال نمود که من مهدی منتظر میباشم و این خیال را در اول امر خود پنهان داشته اظهار کار خود رادر حجر نمود و نماز و روزه بسیار و عبادات فراوان مینمود و بجامه با درشت و چرکین بسر می برد و تا به اثر شرع بامر معروف و نهی منکر نمود و جماعتی بجهته تعلم علوم اور امیداشتند و ببعیت و اجتماع بدیگر می نمودند از عظم تابعان محمد بن تومرت و بزرگ ترشان عبدالمومن پسر علی کو میشن و د وابو حض عمر بن یحیی هنتاتی بود عبدالمہ الونشریسی که بهر نوع علم عالم بود وی امر نمود که علم خود را پوشیده خود را گنگ گرداند و بخدمت شیخ قایم باشد و در گفت علم های خودرا پوشیده داشته باش تا محتاج به بیرون کردن علم تو شوم در وقتیکه بیرون کردن علوم تو را مثل معجزه و دلیل مکرود با تمام مقصد ما بان حکم ویرا قبول نموده خود را میان مردمان گنگ دا بله گرد اند چنانچه لعاب دهن ہادی بروی سینه وی جاری بود و هیچ سخن نمیگفت مگر همرار شیخ در وقت خلوت بعد به مراکش داخل گردیدند عیالها دیدند بر قاطر هاسوار و و یگان شان ظاهر و هویدا بود و عادت آنها در همان شهرها همین بود این کارشان را اس— انکار نمودند و بعض قاطرها را زدند تا از بالای وی یکی زنی افتاد دیدند خواهر امیر مسلمانان بود فورا

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah, page 410. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0900/410 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0900/410
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record