BrowseTārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah → page 411

Page 411

Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah · pages 1–581


Page image — the source of record

Scanned page 411 of Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah

Machine transcription

فتوحات اسلامی (۴۰۳) قیام محمد بن تومرت این امر را با میرمسلمانان بردند و امیر را خبر دادند که همین شخص در تغییر دولت کلام می نماید وی را با تعلقات وی حاضر نمودند نزد امیر مسلمانان جماعت علماء حاضر گردیدند میان علماء و میان این تومرت مجادله های بسیار واقع گردید- ابن تومرت بالای شان دلیل و حجت قائم گردانید بانقسم که بسیاری کلمة های در میان شان موجود میباشد و آن کلمة ها را بد نمیدانند و امیر مسلمانان را نیز موعظه بسیار نمود تا اینکه امیر را بگریان آورد مالک بن وهیب که عالمی صالحی بود و با میر مجالسہ بسیار مینمود بلکه یکی از وزرای وی بود با میر گفت در رای من نصیحتی خیری ہی است اگر قبول نمائی عاقبت آن خیر خواهد بود پادشاه امیر مسلمانان فرمود چه نصیحت است بگوی مالک گفت من ازین مرد بترس میباشم و می بینم که این مرد اراده امر معروف و نهی منکر ندارد و اراده فتنه انگیزی دارد و خیال ارد که بر بعضی اطراف غلبه نماید این شخص را بکشید و خون این شخص را از من بگیرید و اگر نمی کشید حبس دایمی نمائید بعض حاضرین مجلس امیر گفتند بسیار قبیح است که امیر به موعظه این مرد گریه نماید و همین مجلس باز بادی بدی کند و امیر با بزرگی ملکوت خود از وی اظهار خوف نماید و امیر در قبضه خود می تواند چون پادشاه این سخن اشنید و براغوت پادشاهی فرا گرفته امر فقیر را خوار دانست و از ان صرف نظر کرد و از وی عفو بسته آن رخصت نمود چون از نزد پادشاه بیرون گردید به رفیقان خود گفت به سرکشی استادہ نمی توانیم با وجود مالک بن وهیب به اغمات رفتند بعد رفتن بطرف کوه تینمثل و آن کوه عظیمی بود که قبایل بسیار در آنجا بودند و بسیار مزروع و میوہ ہا بسیار در آنجا بود تا به شهر سوس متصل گردیدند در اینوقت ۵۱۳ خصد و چهارده بود خلق بسیاری بر ان جمع گردید و آوازه وی اطراف را فراگرفت و این شخص موعظه کردن شروع نموده بند ہا ہے بسیار در شرایع اسلام و تغییرت احکام اسلامی و احداث ظلم و فسادر ابدیشان بندگان مینمود و میگفت طاعت دولتهای اسلامی هیچکدام واجب نیست چرا که اینها بر باطل میباشند بلکه واجب است که بدینها مقاتله شود و این قاعده مانع شوند قبیله ها بسیار متابعت وی کردند وی تابعان خود را موحدین نام نمود و بدیشان گفت که پیغمبر صلی اللہ علیہ وسلم بشارت دادہ اند کہ مهدی پیدا میگردد و زمین را از عدل مملو می نماید و جابیرون شدن مهدی مغرب قصی میباشد و نفر از جای برخوابت که یکی از ایشان عبدالمومن بود و گفتند که همین بشارت پیغمبر صلی الله علیه وسلم در تو موجود است و تو مهدی میباشی بادی بیعت کردند خبر این شخص با میر مسلمانان رسید عسکری ساخت اغمات نامیے از عمارای جرایر از زمین مغرب زبرا کاتی تینمل کہ بائنت و نون مجفز سکون الم در برزبر کافی

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah, page 411. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0900/411 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0900/411
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record