BrowseTārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah → page 392

Page 392

Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah · pages 1–581


Page image — the source of record

Scanned page 392 of Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah

Machine transcription

فتوحات اسلامی (۳۸۳) غزوه منصور و نازل بشهر الیون او آن از اعظم شهرهای نصاری بود و اهل آن شهر استمداد طلبیدند از فرنگها پس فرنگها آنها را کمک دادند لشکرهای بسیار و مقاتله نمودند هر دو لشکر در شب فیروز نار حرب بسیار مشتعل شد و از فرنگها نفوس بسیار کشته شد و ضربهم کردند صناجه در میدان حرب پهن بیرون شد سرهنگ کلانی از فرنج که مثال آن هیچ کس نبود در زور و شجاعت و جولان مینمود در ما بین هر دو صف و مبارز میطلبید پس بیرون شد جهته مبارزت حاجب جلالیون زبیری صناجی پس حمله کرد هر یکی بر صاحبش پس سرهنگ فرنگی با نیزه بر کس خود بالای جلاله حمله برآورد جلاله خود را از نوک نیزه آن مخوف ساخته چنان ضربه از شمشیر با تاثیر خود به شانه فرنگی زد که هیکل جا هلیتش سرا از نیرو بخاک مذلت یکسان گردید درین موقع مسلمانان بالای فرنگیان هجوم آوردند بمیمنت بطرف شرک خود منهزم بسیار یها از ایشان که به شمار نمی آمد حتی ملک الیون را بقتل رسانیدند ازین مرحله غنم ابن ابی عامر مال بسیاری که مانند بده آن دیده نشده بود غنیمت گرفته وعده یسی هزار کس را اسیر گردید بعد از ان حصاری مربعا سرگشته تابه ابر بکر سگیر ماندخته ماند کوهی بلند گر میندند این عامه موذنی را بالای پیش ط استگانیده امر بگفتن اذان شام داد بعد از ادای نماز شهر قامونه را دیروز در شهرته ظفر اثر خود سالم و غانم مراجعت نمود در نفع الطیب آورده که منصور ابن عامر در جیت تمام و ضبط و ربط مالا کلام را به لشکری خود کار فرما بود که مانده آن در ترتبیت و تنظیم لشکر نگذشته چنان بود که عسکر در آن احاطه کرده با اسپان خود خموش و موقوع خود قرار داشته منتظر امر امیر خود بودند و راه با اسپان شان نیز مانند صاحبا خموش هیچ بیچره از ایشان بظهور نمی آمد مرتبه یکی از لشکریان نظر تو امان که با قضای میدان حرب بود قصدا یا مزا حا شمشیر خود را از غلاف کشید گمان اینکه نظر منصور برا مستولی نخواهد شد ناگاه نظر منصور ابن عامر بر برق شمشیر او فتاده حکم بر حضار آن نموده در حال پیش دی را حاضر گردانیدند منصور از برآ آن گفت چه چیز ترا در برهنه کردن بشیر باعث کرد در موضعیکه بدون اذن برهنه نمیشود مرد لشکری گفت که من به شمشیر خود به جانب رفیق خود اشاره کردم پوش آن لغزیده و شمشیر در دست من برهنه ماند منصور ابن عامر گفت ابتد این بدعوی جواز ندارد هر کرد که گردن آن را بزنند و سر آن را بین لشکری طواف داده گناد آن ا بر مردم ندا کنند تا دیگران عبرت گیرند امرا در ا فعل نمودند و نیز بیان کرده است که پای منصور دز ماک بود محتاج دافع گردید شخص داغ کننده پا آن را داغی گذاشته و خود منصور در نزد اهل مملکت خود نشسته بشان امر بود نهی از منکر مینمود و در امور ملکت خود تدبیر میداشت و مردم از دغی گذاشتن پا او هیچ اطلاع نداشتند

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah, page 392. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0900/392 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0900/392
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record