BrowseTārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah → page 391

Page 391

Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah · pages 1–581


Page image — the source of record

Scanned page 391 of Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah

Machine transcription

فتوحات اسلامی (۳۸۲) غزوة منصور ویا زده سقلاتون وپانزده مرثیه و هفت اغاطه دیباج و دو جامه از دیباج رومی و یکی ستین فنگ مراجعت کرد بسوی قرطبه سالم و غانم و بسیار کرد نعمت را بر مسلمانان نیافت در شت یا مگر پیل مردی سوال کرد او را از جائی گفت او حس بیعقه دبیر ا گذشته مزاحم نشدند. ذکر غزوهٔ دیگر از غزوات منصور سبب این غزوه این بود که جماعه از صنهاجه که فرقه ایست از بربر قدوم آوردند بر منصور بن ابی عامر از مغرب سنه سیصد و هفتاد و سه نازل شدند برویه قرطبه پس اکرام کرد او نهارا و وظایف و مانداری بجا آورد پس رسید از یشان سبب انتقال از افریقیه بسوی اندلس گفتند ما ترا خوش داریم وقصد داریم که همراه تو جهاد کنیم فی سبیل الله پس تحسین کرد از ایشان و وعده کرد ایشانرا چند روزی توقف کردند بعد بعرض رسانیدند که ما یان مشتاق جهاد یم پس گفت منصور برآشان که اختیار کنید از لشکر هر چه میخواهید که همراه شما کنم گفتند که دلخواه نشود همراه مایان امیر د شمن را مگر بنی اعمام ما از بربر و غلامانی که در براشان هر چه میخواستند از اسپ و یراق و مال و فرستاد همراه شان راه غارا ــ و راه زمین د شمن تنگ بود و ارد شدند زمین خلیقه را در شب و داخل باغ کلانی کردیده کمین کردند آن باغ نزدیک شهر بود نیز کشتید کسانیکه در باغ و نواحی باغ بود و قطع کردند شجاره را چون صبح شد بیرون آمد جماعتی از شهر آنهارا نیز کشتند و بازگشتند بباغ د شمنان اینواقعه را شنیده سوار شدند و متوجہ شان چون طلیعه مقده بدنجال و سپر پشت کمین کردند و د شمنان از آنها گذشتند ناگاه در عقب د شمنان بیرون شده مکم گفته ساقه دشمن را حمله نموده کشتند چون شنید دشمن کبیر شایع اثر رسید ند و گمان کردند که ایشان بسیار میباشد منهزم شدند وصنهاجه تعقیب شانرا نموده کشتند از ایشان خلقی بسیار یرا و غنیمت کردند یراق های شانرا و دویشان او بازگشتند بسوی قرطبه پس بلند شد رتبه شان نزد بن ابی عامر و دید شجاعت ندان زیاده از لشکر اندلس پس احسان نمود بایشان و مقرب گردیدند چون اهل اندلس فعل صنهاجه را دیدند حسد کردند بایشان و میل کردند در جہاد و گفتند برای منصور که مایان را صنهاجه بنشاط آوردند بر آغزا کردن پس منصور تجهز کرد لشکری بسیار یرا از جمیع اقطار و بیرون شد خود او همرا لشکر در همان شبی خوبیری کو نیا کر برآ اور اسبراج داده است و منصور گرفته است آن اسپر جرا از دست آن کسی و خود مهست برآ در شہر لیج نام شهری است پس طلب تعبیر کرد خوابرا علی ابن ابی و جه که یکی از علماء وقت بود پس گفت در تفسیر خواب که بیرون شو بسوی شهر الیون پس نزده باشد که فتح کنی شهر را پس گفت منصور که از کجا دانستی اینرا گفت من می بینم که اسبرج در لسان این شرق ریون آرا پس فرشته خوب گفته است برآتوکه الیون بینی گیر شهر لیونکرا پس پرون شد منصور ہمراہ آن لشکر او حس قریه دحزبا کوه لیون شرزی کحامدی و نقاب و محبت با د شایان می پوشد خلیقه حصاریست قریب سامر کز مخدار زمین شال اندلس در قصه غریب لیون حصاری بود در غه سر گوره اینجا مراد از لیو این کوه تسلط طالقا که شهر مهم ست ماخود اسپرح قصے از پریس کہ تخته سرخی ما زبول

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah, page 391. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0900/391 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0900/391
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record