BrowseTārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah → page 301

Page 301

Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah · pages 1–581


Page image — the source of record

Scanned page 301 of Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah

Machine transcription

فتوحات اسلامی (۲۹۲) مقاله سهر اباد شکوفان او از ظلمشان در بارخدا هر خود شکایت مینمود و مثل اینوقعه بسیار بود و کلانتر ازین که مابیان کردیم آنیست که مسعودی گفته است که امر لشکریان والی زنگ بحدی رسید که چهارار زنهای اولاد امام حسن و امام حسین و اولاد حضرت عباس و بنی ہاشم وقریش و باقی عرب و اولاد دیگر مردمان دختر های شان بدو در هم و بسه درهم فروخته میگردید و بباذار ہا ندا میشد به نسبت ان که میگفتند این فلانه صلوحتر است و دختر فلان فلانی قبیله و هر زنگی از انها ده و بیست و سی است که بطریق کنیزی آنها را نگاه میداشتند و خدمت زنهأ زنگیان را می نمودند چنانچه خدمت بی بی ناراکسی نماید یکزنی از اولاد امام حسن پسر حضرت علی پسر ابیطالب رضی هم تعالی عنها که به نز دزنگی بخدمت بود استغاثه نمود به حاکم زنگیان که مرا از نزد این زنگی نقل به سید یا مرا از نزد این ازار نماید که نهایت بر من جور می نماید حاکم در جواب آن زن گفت که همان زنگی مولای تست و ارویز زنگی آن اولاد تر است بعد مسعودی گفته است که مردمان در خصوص کشته کان مهین سالها بیجند قسم تکلم کرده اند بعضی زیاده گفته اند و بعضی کمتر گفته اند انان که زیاده تر گفته اند میگویند که اینقدر مردمان درین سنوات فانی گردیده اند که بشمار وحساب نمی اید بغیر از خدا و ند کسی بعلم ان احاطه ندارد و بسیاری شهر ها را فتح نمودند و ابادی ها را از بیخ کندند و آنها که تکلم بکمتر میکنند میگویند پنجاه کرور خلق درین سالها فانی گردیده و جلال الدین سیوطی در تاریخ الخلفا میگوید که خون ابن خبیث ملعون کشته گردید سر وی را بستر نیزه آورده در بغداد داخل نمودند شهر را مزین کرده چراغان نمودند و مردمان اواز بلند در حق خلیفه موفق طلحه دعاط می نمودند و شاعران مدح خلیفه را ابتلازم گرفتند و آن وز که سروی را آوردند هم روزی از روز ہا شاد مانی بود و مردمان شهری سائق که رفته بودند مرحبت کردند و شهر های بسیار بود مثل واسط و بصره و غیره و خلاصه کلام اینکه قضیه زنگیان مصیبت عظیمی بر مسلمانان در زمانه با گذشته بوده است اینجا کوتاه بیان کردیم اگر تفصیل واقعه ها و جنگهای این قصد ر اکسی خواسته باشد در تاریخ ها بزرگ مطالعه نماید والله سبحانه و تعالیٰ اعلم. بیان مالک شدن پادشاه روم شهر لولوۀ مرا در سنه دو صد و شصت وسه صقلیان قلعه لؤلؤه را به رومیان تسلیم کردند و این تاما ن زمان متصرف صقلیان بود و سبب تسلیم کردن شان این بود که احمد بن طولون پیش از ولایت مصر بنای خوارا بشهر طرسوس مانده ابود بعد کمد ر شهرستان مصر درسنه پنجاه و پنج والی گردید از خلیفه در خواست کرد که وی را به شهر طرسوس تعرف بد ہند تا بغیر

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah, page 301. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0900/301 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0900/301
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record