Machine transcription
فتوحات اسلامی ( ۲۴۰ ) ذکر وقایع جنید و شعب
عبدالله فرمود که مصلحت چنین می بینم که بر شخصی که جهة محافظه سمرقند میگذاری یک اسپی هزار درهم برای او
بخشش کنی بعد اولاد و عیال اشخاص که همراه سوره شهید شدند با خود همراه کرده با هر کدام قومش را قسم
مقرر نمائی شاید که خداوند ببرکت ایشان نصرت را نصیب ما یان گرداند پسران را و فراخ و راست جانب سمرقند
روی طی تما رعب شما در دل خاقان افتد و مسلمانان بخارا دلیر و ثابت قدم گردند چون سیدن اورا
معطلی شما را مصلحت نمی بینم و اینکه کفته اند که از راه کش ف انسف جهة قطع طریق نشان بروید این هم مصلحت
نیست چه هر گاه راه راست را ترک کرده در بیراهه برویم خاقان جرات پیدا نمیشود اگر بخبر رای مسل تا نما
جانباز بها نمود تا حال بخار را محافظه کرده اند بر و شعب قطعه بگیرید و تسلیم خاقان حایستند شد پس جنید بنا
بر امتی عبد الله عثمان بن ابی عبد الله را با چهار صد سواره و چهار صد پیاده در سمرقند مقرر نمود اهل وعیال شهدا را با
خود گرفته رو براه آورد و اشعب بن عنبیه خنظلی را بمراء و د نفر پیش قراول فرستاد و کفت بی هر منزل که رسیدی منتظر ما
روانه دار تا خبر را برایم برسانند و در بین آوان عبدالله بر امر فرماندهی شام میدانند و میگفته که وی را در هلاکت
دارد چون جنید در رفتار عجلت و سرعت ننمود و بخار و بوسی گفت که باید حرکت نمو بمقدار ضعفهای لشکربماند که با دوه
پیر بی تحمل اثقال میباشند از پیل تیزه و شمشیر برد و تیروان طرح ضعیفان مجا ره زور با ضعفارا توانائی نیست
که با سرعت سیر در قتال در آوریم چند را این سخن پسند آمده بعد از ان با ضعفا رفق نمود تا از مواضع تند یک لاره
گذشته بطو اویس نزدیک شدند در اول رمضان در کمر معبر بخاقان تلاقی کردید مقابله نمودند در بین اوان عبد الله خندان و
بشاشت کنان مجالس جنید آمد جنید کفت کتاب ح جال بشاشت و خنده چه معنی دارد عبدالله گفت باین خنده شکر بیات
انچه بعد در مواضع خشک آبه و کوهستان خاقان طلاقی نشدیم در وضعی طاقی شدیم که ابشان مانده و بی توشه اند و بایگان
با توشه و در سنگر چون آخر روز بود مقاتله قلیل کرده در حال خود باز گشتند عبد الله برای جنید گفت که از اینها را نکنید چد اگرشان
خاقان آمده بر شما احاطه کنند پس لازمنی بار کرد و روان شدند و عبد الله در ساقه لشکر بود چون تاریکی راه را مسعود نمود یامر
عبد الله نازل گردید و شب را گذرانیدند و در وقت صبح بار نمودند عبد الله گفت امر وز خاقان ساق لشکر را صدمه خواهد
رساند پس مصلحت اینجاست که ساقه را برد و ی نماند تقویت دهیم جنید بفرمود د عبد الله عالم د راه را همپیمودند ناگاه
ترکها بر ساقه لشکر حمله آورده مقابله شدیدی گدا و چون مسلمین الجوز باک نفیس داند و کوسهای ایشان بطبل رساندند و
بد قالی مهمان کرد و از طو ا یس باز گردید مسلمانان رفته در روز اول میران بـ بخارا رسیدند اهل بخارا با شکر وبن کمال خود
باستقبال نشان آمده برای هر یک از ایشان توشکه پیش کش دادند عبلیه مومن بن عمار گفت من عبد الله بن ابی عبد الله را بعد
از موت آن در خواب دیه که میگفت در دای من و مان در روز شعب سخت را میگویند یعنی مین و هم برای من افسانه
گردیده است چنین هوشی خالد بن عبدالله را یاد میکرد و میگفت اینکه خالد بزرگی ست نماند بر کسا و لگانه نیست از بیگانگی محصور
اشجاع بدورین چنین بیهای کی در بصره آمدند خود رامن نمپیر را با کسانیکه همراه چند بودند روان کرد چنینه د را با رنگ و تاست
میکصد و شاتر د است اند چنانچه درما بعد تذ کار میش و دو همین سال معاویه بن هشام بفرم قتال صائغه رفته فرشته را فتح بود
در سنه یکصد و سیزده عبد الله بطال بقصد قتال بجانب روم رفت و عبد الوهاب بن مختبت
لوی ۱۲۸
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
