BrowseTārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah → page 248

Page 248

Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah · pages 1–581


Page image — the source of record

Scanned page 248 of Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah

Machine transcription

فتوحات اسلامی (۲۳۹) ذکر واقعه جنید در شعب موافقت نمودند هنوز فرود آمدن دیگر سواران تمام نشده بود که ناگاه عساکر ترکها ظاهر گردیده بخیمه رو بجنید آورده گفت که اگر پیش از منزل کردن به ترکها ملاقات میکردیم آیا هلاک نمیشدیم؟ در آنموضع شب را گذرانید، چون صبح شد مسلمانان جانب ترکان جلوه گر شدند جنید گفت باز گردید و در آتش نروید پس مسلمانان باز گردیدند بعد جنید آواز کرد که هر غلام که مقاتله کند آزاد است غلامان رو بمقاتله آورده چنان مقاتله نمودند که ترکها مقهور و رو بعقب نهاده مسلمانان مسرور و متعجب شدند پس کسی بر بغرا گفت یا خوش بشنوید از قتال غلامان و حال اینکه امروز شما برایشان ریاست داده اید - بعد جنید در سمرقند آمده عیال های مسلمانان که همراه سوره شهید شده بودند با خود در مرو آورده و چهار ماه در صنعا اقامه کرده کوایف واقعه سوره را جانب هشام فرستاد و نوشته نمود که سوره مخالفت امر من را کرده راه نبر را ترک کرده خود را و مسلمانانرا در هلاکت انداخت چون هشام از شهادت سوره خبر یافت گفت انا لله و انا الیه راجعون شهادت سوره در خراسان و شهادت جراح در باب الابواب واقع شد و نصر بن سیار امروز به بلائی گرفتاری باشد بعد بجواب جنید نوشت که بدو توده ترا از اهل بصره و ده هزار از اهل کوفه فرستادم و نیز همراه این قوم سی هزار شمشیر و سی هزار سپر و سی هزار نیزه هم فرستادم و ماذون می باشی که تا پانزده هزار درهم را بهر کس که خواهی بخش کنی بعد جنید شبی در در اشعب فرستاد گفت به بین مردم بچه حال اند و چه میگویند شمعی که کور از شعب باز پس آمده گفت که اهل شعب خرسند بوده تلاوت قرآن شریف می نمودند و دعا میخواندند جنید را ازین خبر مسرت کلی روی نمود عقید بن حاتم بن نعمان گفت دیدم بخواب خیمه هائی را در بین زمین آسمان پرسیدم که صاحب این خیمه هاکیست کسی گفت که از عبداله بن بسطام و یاران اوست چون فردا شد عبداله مذکور با یاران خود شربت شهادت نوشیدند شخص دیگری از مسلمانان گفت که بعد از مدتی از مشهد عبداله و یاران او میگذشتم که بوی مشک از ان موضع به ما می رسید القصه چون جنید مذکور مقیم سمرقند شد و خاقان بعزم کارزار آمده در ان زمان مخن بن بخر بن سلم در آنجا والی و حاکم بود جنید از بار اوخ در این خصوص استشاره نمود بعضی گفتند از سمرقند بیرون شویم و معطل می باشیم تا د و برای ما برسد و بعضی گفتند میرویم جانب چغ تا از انجا به کش واز آنجا به نسف از انجاب زم پس نجد را قطع کرده در آمل نازل نموده سردا و شانزا بمیگیریم و خبر داد کسی که عبداله بن ابی عبداله مولای بنی سالم را بمشوره حاضر کنند و بیان کرد با و آنچه که ایشان گفته بودند او گفت مشوره من مشعره به چیزی چیز است - (1) اینکه در هرجا که نازل میشوید فورا سنگر را بخی و بسازید (2) اینکه در حل آب کاهلی نوبین اگر چه در کنار دریا باشید (3) اینکه کوچیدن و فرود آمدن بجار بتابع امر من باشد چون جنید شروط هارا قبول نمود پنج چیز که در شعب به جنید امر شد در انم

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah, page 248. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0900/248 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0900/248
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record