Machine transcription
فتوحات اسلامی ( ۲۳۰ ) ذکر غزوه بلنجر
ارزبیق از امرای مشهور آذربیجان بدست براء بن عازب شهر بیعت آزاد میشوند معاهادت جزا در تحت امان در میآید
بسپارید که مرد مشاور است شخص سخن شما را قبول نموده رفت تا دروازه در تان نزدیک شد دختری
که آوازش را میشنیدند آواز برکشیده گفت مرغ ابی شناسید گفتند بلی تو فلان میباشی گفت بشما
پادشاه را که سعید بن عمر جرشی با سپاه فراوان در فلان موضع می باشد درین دو روز بد و شام میرسد بی شما
امر میکند به محافظه شهر مسلمانان آوازهای خود را به تکبیر بالا کردند ترکها آن مسلمانرا پاره پاره کرده
بشهادت رسانیدند و از اطراف در تان کوچیدند چون جرشی با لشکری خود آمد هیچکس از ترکها را
ندیدند بتعقیب شانرانموده رفته رفته تا اردبیل رسیدند چون از انجا نیز کوچیده بود مصادف با لشکری
نشد و به ارجوان نازل گردیدند درین اثنا سر خنگ سواری در پیش سعید آمده بر وی سلام کرد
سعید جواب سلام او را داد و پرسید که تو چه کسی گفت یکی از بندگان خدایم ای سعید اگر طالب غزا
و غنیمت می باشی خبیر که ده هزار کس از اهل خزر با پنجهزار مسلمان اسیر در فلان موضع که بمدت چهار
فرسنگ است فرود آمده اند سعید فرمود تا ندا کردند که هر کس که کامل سلاح است با امیر همراه
شود در یگران بپشگر گاه باشند چهار هزار مر رستنکامل سلاح با سعید در شب روان شده بآخر
شب بایشان نزدیک شدند سعید لشکر را چهار تقسیم نمود و از چهار طرف شبخون زد و تیغ را بر
ایشان نهاد هنوز صبح طلوع نکرده بود که تمامی ایشانرا بقتل رسانید مگر یک شخص که از چنگ های
بسلامت گریخت بعد ازان جرشی اسیران مسلمانرا زار ثانی داده با خود همراه کرده سوی جرا
آمد هنوز در انجا قرار نیافته بود بازهمان سرخنگ سوار آمد با و سلام کرد و گفت اینک لشکری از اهل
خزر بامال کثیر از مسلمانان بمراه عیال او اولاد جراح ابن عبد الرحمۃ الاعلیه بولایت خود میروند اگر
آهنگ ایشان میکنید وقت است سعید سپاه خود را جمع آوری کرده متوجه مخالفان شد و ناگاه
برایشان حمله آور دگر هیچ اگاه نشدند اکثر شانرا بقتل رسانیده اموال مسلمانان وابل و عیال
جراح را رها ئی داده بایشان بقرار شاه نموده بمراه خود سوی اجروان برد چون پسر ملک خزر بان ازین
قضیه مطلع شد چنان وی تنگ و تاریک شده لشکری خود را بر بی غیرتی سرزنش نموده ایشانز ایست
عاریت گرفته مشوره بجمع آوری لشکر داد پس آهنگ کینے ده روی با پیغام سعید آور د پس سعید
لشکری خود را جمع آوری نموده جانب سپر ملک سوق داده در ارض ارقم با یکدیگر طاقی شدند و محاریه
شدیدی نمودند چون مسلمانان اندک استندند قصد برگشتن را نمودند سعید حاضر شد و ایشانرا با
صبر و ثبات فرموده تا نیکه بطرف دشمن تاخت دا د مسلمین مجدد ملاقات با دشمن حمله آوردند درین حین که
اسیران مسلمانان که در نز دخزریان بودند فریاد نموده بتکبیر و تهلیل و دعاهم آواز شدند این امر همه مسلمان
بغیرت و مروت آور ده گریه کنان بقتال با یال خزریان پیش از پیش کوشش ایست تراشک دادند و تا
هزار مقاتل یشان در غلید بعد از رهایی اسیرهای مسلمانان تمامی مالهای دشمن را گرفته سوی با جروان آمد سعید
پسر ملک خزریان با لشکریان که با و همراه بودند واپس گردیده روی بختال آوردند چون نهر لفقان سپیدی
انی
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
