Machine transcription
١٨٤
گذشت ما غیرت و ماند رنج واسان بساط گل همه بر باد رفت و خارنست
رباعی
با مردم اهل هر که مخلوط نشد
همچون سخن بیهده مربوط نشد
سر رشته عمر خویش بر آب دان
هر چند گره زدیم مضبوط نشد
عالم بیک کابلی عالم بیک کابلی سروری تخلص نیز از معاصرین طالب است او در اردوی
جهانگیر بوده و با شعرای عهد می زیسته ابیات ذیل از و ست :-
لطف دشنام تو تسکین دلی شوریست
آتش از آب چو گرم برو خنک مقا متوسل
در رقص است و پا نزدن اختراع است
چون نبض زیر پوست تپیدن سماع است
چو کان صندت بمطلب نے و پشت پا زدیم
پیوند ما بمطلب ما انقطاع است
عذر دست تهی است خلق کریم
میوه بید سایه بیدست
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
