Machine transcription
١٧٤
یکی بر حرف طالب گوش بگشای
صدف را بهر گهر آغوش بگشای
دو سال آمد که محنت کش است
تراچون بوسه نشرش نیست
بگلی کرده از مسکن فراموش
یکی گردیده رند خانه بر دوش
نه از خویشان کنندش اقربا یاد
پدیدار تو دار و خویش را شاد
اگر لطف تو اش سر و بخشد
چو خور کوثر مانور بخشد
عنان سوی وطن تابیده چندی
کند خویشان خود را رینجندی
دو روزی با غم آشامان سرآرد
دگر ره سوی طوف این در آرد
بدین درگه رساند خویشتن را
ز سر بیرون کند شور وطن را
طالب بعد از حصول رخصت سر راست راه هند پیش گرفت و در قیصوت
را باعی ذیل را سرود :-
طالب گل این چمن بستان بگذار
بگذار که میتوی پریشان بگذار
هند و نبرد تحفه کسی جانب هند
بخت سیه خویش بایران بگذار
و دہلی و ملتان و سر هند و لاہور را سیر کرده در انجا بخدمت شاه ابوالمعالی
دست بیعت داد اوت براه و درین باب گوید :-
کعبه زائر و مرید آسا شب و روز کرامتها بیان در باب نامو
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
