Machine transcription
۹۷
شفقت و همدردی
چنان قحط سالی شد اندر دمشق که یاران فراموش کردند عشق
چنان آسمان بر زمین شد بخیل که لب تر نکردند زرع و نخیل
بخشکید سرچشمه های قدیم نماند آب جز آب چشم یتیم
نبودی بجز آه بیوه زنی اگر بر شدی دودی از روزنی
چو درویش بی برگ دیدم درخت قوی بازوان سست درمانده سخت
نه در کوه سبزه نه در باغ و شخ ملخ بوستان خورده مردم ملخ
در آنحال پیش آمدم دوستی از و مانده بر استخوان پوستی
بدو گفتم ای یار فرخنده خوی چه در ماندگی پیشت آمد بگوی
بفرید بر من که عقلت کجاست چو دانی و پرسی سؤالت خطاست
نبینی که سختی بغایت رسید مشقت بحد نهایت رسید
نه باران همی بارد از آسمان نه بر میرود آه فریاد خوان
بدو گفتم آخر ترا باک نیست کشد زهر جائی که تریاک نیست
دگر گر و بخشید در من فقیه نگه کردن عالم اندر سفیه
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
