Machine transcription
۹۸
که مرد ارچه بر ساحل است ای رفیق نیاساید و دوستانش غریق
من از بینوائی نیم روی زرد غم بینوایان رخم زرد کرد
نخواهد که بیند خردمند ریش نه بر عضو مردم نه بر عضو خویش
چو بینم که درویش مسکین نخورد بکام اندرم لقمه زهر است و درد
یکی را بزندان درش دوستان کجا ماندش عیش در بوستان
احسان با حیوان
یکی سیرت نیک مردان شنو اگر نیکبختی و مردانه رو
که شبلی ز حانوت گندم فروش بده برد انبان گندم بدوش
نگه کرد موری در ان غله دید که سرگشته هر گوشه میدوید
ز رحمت بر شب نیار خفت بماوای خود بازش آورد و گفت
مروت نباشد که این مور ریش پراگنده گردانم از جای خویش
درون پراگنده گان جمع دار که جمعیت باشد از روزگار
سعی و عمل و نکوهش از تنبلی
یکی روبهی دید بی دست و پای فرو ماند در صنع و لطف خدای
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
