Machine transcription
صفحه ١٦
( شماره ٤٣ )
مجلد نجم
ژوزفین و كنار ناپليون نشو ونما يافته
باشد وهر كس او را با چشم واهمه وی
نگرد ، باشتغال تخت هيچ يك مخالفت
در تمام فرانسه نخواهد داشت ! اياست
تجویز که شام ملکه برای ناپلیون پیش
نهاد میکندم ؟ »
له فيور سر خودش را بشك وبراي
حرکت داد ، زیرا او خيال نميكرد كه
تجاویز ژوزفین پسند خاطر امپر اطو ر
شده ، وبکمال آزادی حرف خودش
را از ناکامی سفارت کاتران اظهار نموده
گفت : -
« زن ، چون تو يك وظيفه را بعهده
گرفته باید در اجرای آن فرو گذشت
نکنی ، فردا بوقت طلوع فجر روانه
خواهی شد ، وامشب باهم تنها شام صرف
ميكنيم . قاعد تاً طعام خودم را بوقتیکه
سربازا نم می خورند ، میخورم . و آن
هم اكثراً از يك ظرف ، ولی امشب
بشرف حضور تو کدام چیز مخصوص
فرمایش میدهم . آیا این فرمایش چه
باشد ؟»
کاترین : ـ « بیاد داری که در
( لاران ) هميشه شكبته می خوردیم
و در عقب آن شراب سفید می نوشیدیم»
کاترین این را گفته لب های خودش را
با مزه ليسيد !
له فیور : ـ « در این جا هم شکمبه
های خوبی پیدا می شود ، پس فرمایش
ما شکبته با پیاز خواهد بود ، ولی میترسم
که شراب های سفید آنروز ها را بتو داده
نتوانم . با کت نیست شراب های کهنه
( هو نگری ) هم چندان بد نیست
اگرچه اسقف بزرگ ( با مبرگ )
امیری من پیش لهاری فرستاده است ، باید
بفهمی که من امامی هم دارم . »
کاتران : ـ « امام ! اوه بسیار خوب
شد چرا تو طریقه نماز گذاردن را
خوب یاد نداری ! »
له فیور : ـ ولی از چندی باینطرف
مشق کرده ام . امپراطور می خواهد که
در پولند بسیار مذهبی باشم . نماز زیاد
ادا کنم و شراب از آن كمتر صرف نمایم ،
زیرا این عمل مردم انجا را بسیار گرویده
میگرداند »
کاتران مضطرب شده نعره زد : ـ
له فیور من می ترسم که باین باوری و شراب
درین غار حیوانات به مجازات زشت دیگری
گرفتار نشوی ! »
له فيور : « آه تو این جا را غار نامیدی
خدا این دروغ را راست کند ، اگر
این انجیر های مامون یکی ازین چیزی
که فرمودی برای من بسازند همان
دم در آن خواهم در آمد ، این را بتو
قول مید هم ! »
میز طرز ساده گذاشته شد . کاترین
بدون آنکه یکا گلی حس کند در پیش
چشم سر بازان مار شال که برای چیدن
طعام آمد وشد ميكردند ، توالت اجری
نمود و با له فیور بخوردن ونو شيدن
منصرف گردید .
فصل نوزدهم
( پدر وپسر )
زن مار شال بسیار محنون شد که صبح
دیگر صدای بوق حاضر باش از خواب
برخواست ، زیرا این اوازی بود که باد
کار بسیار بخش وممتازی را در قلبش
احیامی نمود . باز خودش را در اردو
دومین سر بازان جمهوریت تصور می نمود
که ( مار سيز ) شنيده ملی فرانسه را
خوانده بردشمن قوی پنجه حمله مینمودند
وهی روز فاتح برمی گشتند .
چون فکرش بکلی مشغول این خیالات
بود در پوشیدن لباس وقت زیادی گرفت
چنانچه مار شال از معاینه عساکر برگشت
ولی توالت زنش هنوز تمام نشده بود .
مار شال امروز بر خلاف عادت قدری
رنك بريده ومضطرب بنظر می آید .
کاتران بدیدن او نعره زد : ـ چه خبر
است ؟ آیا موقع را از دست داده ئی ویا
دیشب كدام سهوى واقع شده است ! »
له فيور : « چیزی واقع نگردیده و همه
به مرام است . ولی این حادثه اثر زیادی
در قلب من وتو دارد : »
كاترين : « آه ! زود بگو به بینم
چه حادثه است ! »
له فيور : « هانريوت ـ ها تر یوت
عزيز ما كه عيناً فريزنه پسر حقیقی
ماست . . . .»
( باقیمدارد )
( مطبعه انیس )
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
