Machine transcription
صفحۀ ١٦
(شماره ٣)
مجلد پنجم
وآتش بيجانيده منجر بفرار اعليحضرت امان الله خان وتخت نيشنى معين السلطنه وفرار او وبادشاهى دزد شرير حبيب الله مشهور به بچه سقاو گرديد . اين واقعات صدمات مهلكی بود كه استخلاص وطن و تحرير كتاب را بكلی غير قابل امكان قرار داده بود . اميد خفيف يگانه كه براى يك آتيه روشن موجود بود ، همانا موجوديت مجاهد يگانه ووطن پرست ملت خواه اعليحضرت نادر شاه و براداران شجاع او بود كه از تمام اشخاص بانفوذ و مقتدر وطن تفوق ومردانه گی نشان داده براى استخلاص وطن از چنگت دزدان وخائنان پسر ومال ايستاده بودند .
اعليحضرت نادر شاه با وجود خرابى صحت وعدم استطاعت چون ديد كه وطن پاسی گت دست و گريبان ومُشرف به موت يقينی است ، راحت ، مداوا ، هواى با فضاى « نيس » را با استقامت قلب وسلامت فكر بدرود گفته در حاليكه تب شديدی بجان داشت بيجم؟ نشسته وبه نجات آن شتافت بمجرد رسيدن بتكاليف شاقه از بی پيرى بی ثباتى ملت افغان ومردم خيلى قبايل سمت جنوبى گرفتار آمده وصدمات مدهشى از هر طرف ديد كه اگر شخص ديگر لي غير از ذات خجسته صفات با استقامت ودرا يت شان می بود ، يك لحظه هم تحمل نتوانسته جنجال وگيرو دار را باقبايل جاهل ترك كرده براحت ومحيط عيش و عشرت اوروپا مى شتافت. [ ولى اعليحضرت نادر شاه از ان اشخاص كم تجربه ، سست عنصر ومتردد المزاج ، وعيش پرست نبود كه
براى خاطر اين چيز ها وطن را به آتش ميگذاشت !
همان بود كه محض به سايهٔ ادارهٔ متين وعزم آهنين وبركت ثبات واستقامت وفدا كارى به مقصد خود ومرام ملت كامياب گرديده بتاريخ ٢٣ ميزان ١٣٠٨ با يك مشت مجاهد سمت جنوبى كابل را فتح و بچه سقاو و همراهان غدارش كشيده يكی فرار كردارشان رسانيد ، وطن را از وجود ناپاك شان پاك ساخت : خدمت قابل قدر وشايان ستايش اين مجاهد حقيقى وطن را هيچ يك فرد بافكر تا به ابد فراموش كرده نه مى تواند .
ده افغانان ـ كابل ١٩ حمل ١٣٠٩
( حبيب الله طرزى )
بسم الله الرحمن الرحيم
فصل اول
( دوكسپال )
هنگامه ها در ماه جولائى ١٧٩٢ شروع مى شود . لوئى شانزده هم اگرچه هنوز اسماً پادشاه فرانسه گفته مى شود ، ولى از هياهوى انقلاب وعمهٔ حريت خواهان كه سرتاسر كوچه هاى پاريس را فرا گرفته بودند در تشويش وهيجان مانده بود . هر كسى بكمال آزادى در دسته هاى انقلابيون شامل شده وعلم مخالفت را بر ضد حكومت بدست می گرفت . مردم منتظر رسيدن بطاليان عساكر ( مارسيلز ) بودند تا قوت يافته با قدام جدى آغاز نمايند واراده مصمم گرفته بودند كه بر قصر سلطنتى « توياری » حمله برده حكومت را از ميان بردارند !
شاه پروس وامپراطور اطريش ازين ، كشمكش انقلابيون باحكومت استفاده كرده وفرانسه را ضعيف دانسته بنای حمله را بر پاريس داشتند . « داوك دو برونزوياك سپهسالار عساكر امپراطورى وشاهى » اخطاريه مشهور خويش را در « كوب لنتز » به الفـظ برجسته ومطمطمن ذيل شـايع نمود : « اگر بر قصر تويلرى تعرضى از طرف انقلابيون بظهور برسـد ويا خفيف ترين اهانتى بشاه وملكهٔ فرانسه وارد آيد ، امپراطور اطريش وشاه المان مجبور خواهند شد كه اهالى پاريس را بكيفر كردارشان رسانيده وپاريس را با خاك يك سان سازند »
پاريس كه هميشه به آزاده لى مشهور است اين مبادزه طلبی گستاخانه را به تأسيس مظاهره كه در تاريخ بشورش دهم اگست مشهور است جواب داده ودر عين زمان از عشرت وطرب تاريخى خودش ذره هم نكاهيد در حقيقت همان ناى ونوشى كه در زمان امنيت برپا بود در اثناى انقلاب هم به همان اندازه فرحت وانبساط جارى مانده بود .
بمجرديكه كه ديوارهاى قلعه ( با ستيل ) مى افتاد محفل رقصى بر خرابه هاى آن برپا مى شد . . .
خواندن نشيدهٔ ملى ( مارسييز ) ومارش (كار ماوال ) از جملهٔ لوازم خوشى هاى تفريحى پاريسيان شده مانده بود . .
خانه رقصى بزركى كه « بركسهال » مشهور بود ، در يكى از شب هاى اواخر
( باقى دارد )
مطبعۀ انيس
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
