BrowseAnīs → page 537

Page 537

Anīs · pages 1–897


Page image — the source of record

Scanned page 537 of Anīs

Machine transcription

صفحه ۴۰ شماره ۲۸ مجلد پنجم و عدالت حکم فرما نگردید هم بعضی طبقات در همان حال باقی مانده خاموشی را نز وارا وسیله راحت متباشی ساختند ، در حال او لي میگفتند : ساکت باش تا در امان باشی با احتیاط حرکت کنید ، چیزی نگوئید که : زبان سرخ سر سبز میدهد بر باد ، یا اینکه نمیتوان که نقاب از رخ سخن برداشت چرا که مردم بد چشم در پس « پیش اند تا رفته رفته از ان طبقات زمزمه های خوش گذرانی و تنفر بحق بلند شده و باهجه هاي مستهزا له شنیده می شد — گوشه عافیت و کنج قناعت بکف آر ! تا لا خاموشي ابترین پرده پوش جهالت و نادانی بوده و کهانداره اغلب عقلا وشعرا هم به لحن عتابی بیهوده گوئی ؛ یا ده سرائی منع گفتن کرده وخاموشی را تا فعستر از لب کشادن دانسته اند که مایه رسوائی بشود چنانچه درین موضوع گفته اند نم کهائی های نادان از سخن پیدا شود پسته بی مغزچون لب واکند رسوا شود و در جای دیگر میگوید : — تامرد سخن نگفته باشد عیب و هنرش نهفته باشد الحاصل دلایل بی شماریست بر اینکه خاموشی مبهم بوده و از برخی جهات باید هم قدر وقیمتی داشته باشد اما به نسبت تحولات دوران و مقتضیات زمان ازین هم غافل نباید شد که گفتن نیز بموقع خودش دارای اهمیت ومنافع بسیاری است و ایلو بشخصیات و اقدمات گوینده مضر واقع شود ، بکثرت اتفاق افتاده که تکلم و یا اقدام يك فرد فداکار و حق پر ست سبب احياي يك جامعه خاموش و منزوی واقع گشته یکی از دانایان متبحر زبان فارسی میگوید : اگر بینی که نابینا و چاه است اگر خاموش بنشینی گناه است چه انسان وقتی در اموراتی بصیر و خبیر يا مقتدر بوده و احتیاجات جامعه خود را بشده ی هدايات و یا بگردن اقداماتی محسوس شد قویأ گفته میتوانیم که کناره گیری وخاموشی او در نزد حق پرستان بزر کترین گناه و خیانت محسوب خواهد شد . مثلا در دوره سفوی که دمان عزیز ما در خطر اضمحلال دچار بوده و از تاخت و تاز رهزنان شئونات مدنی آن مستغرق لجه خون و در ورطه سقوط بود بسا اشخاصی بودند که بعدد اندوخته های رشوت و ذخیره های خیانت در گوشه های فراغتی خزیده در بی غیرتی بروی خود بسته ومشغول مطبوخت چرب وشیرین گشتند يا بكمك همان منابع نامشروع راه مسافرت خارج پیش گرفته هوسات شهوانی یا استراحت رو حانی را پیروی کردند شبا روزی مشغول عيش ونوش اسم وطن محبوب را فراموش و برای نشنیدن استغاثة هموطنان مظلوم پنبه غفلتی در کوش کردند نه قدمی برداشتند ونه قلمی آه بداخل مصدر خدمتی برای نجات وطن شدند ونه در خارج متحمل زحمائی برای استخلاص هموطنان گردیدند تا شهریار فداکار ، اعلیحضرت نادر شاه غازی از خارج بسروقت وطن و هموطنان رسیده وسیله نجات ومایه آبرو ملـك و ملت گردیدند . درین دوران آرامش و امنیت و عصر درخشان مدنیت کمال بی انصافی وبی مروتی خواهد بود اگر انرازین طبقات تنبل و مفت خوار پس از عمری عودت کنند وبدون خجالت ، انزوا و خاموشی خود را پرگفتن و کار کردن دیگران تر جیع داده ادعای وطن خواهی کنند یا مر هو بیت ومغرورات خود را از غیرت ملی وجنبه عقلی و مدنی بشمرند . اینجاست که ما باید در اعمال وافعال خود نسبت به انزوا وخاموشی یا گفتن و کار کردن از روی انصاف وحقیقت و جِداناً موقع شناسی کنیم نه اینکه حقوق کارکنان وحقیقت شناسان را پامال کرده وهم پیگی خود را مصدر اضایل معرفی و بضعف خود دلیل ودلایل بتراشیم .

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Anīs, page 537. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0789/537 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0789/537
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record