Machine transcription
( شماره ۲۸ )
اشتراك سالانه ۱ افغانی
محصول پوسته »
خارجه ۲۰ شلنگ
س
آیینه
( مجلد ه )
اداره : کابل جاده ارگ
مؤسس و صاحب امتیاز : محیی الدین
مدیر و نگارند :
۲ سنبله ١٥ قوس ١٣١٠
تأسیس ١٣٠٦
٢٦ رجب المرجب ١٣٥٠
گفتن و خاموشی
دو کلمۀ معروفی هستند که هماره در نظر
عقلا و ادبا مورد اعتنا قرار گرفته و در
قاموسهای السنه از افعال مهمی شناخته
شده اند .
اگرچه به تناسب تحریر و تلفظ از
فصاحتهم خیلی همردیف می شوند ولی تفاوتی
متفاوت و از همدیگر دوری دارند ، هر که
مبتدی آموختنی زبانیست پیشتر از همه
بیاد کردن آنها میکوشد وهر کس
صلاحیت تحریر و تقریر بخود می بیند
پیش خود تعبیراتی کرده و معانی متنوعی
برای آنها میتراشد .
عقلا و ادبا به نسبت مواقع مختلف گاهی
خاموشی را بر گفتن ترجیح داده و گاهی
هم گفتن را از خاموشی لازم تر دانسته
اند و برین ثبات مطالب جلالی ترتیب
داده و با بمراعات قوافی ، تلازم و تناسب
الفاظ و معانی ابیاتی سروده اند که غالب
مردم عوام هم در معاملات و مکاتبات
خود آنها را قابدۀ دلیل قرار داده و برای
مقاصد خویش بقانع ساختن طرف کار
میگیرند .
واقعاً این صفات گویائی و خاموشی در
هر کسی از روی معانی حقیقی آن
بجمع آید قابل تعریف است مگر
بشرطی که در اعمال پیش از انکه
محتاج دلیل شده و در محاکم وجدانی
برای پیدا کردن جلات و ایات کتب
دنیا و دین را ورق زند لازم است از
روی حقانیت و وظیفه شناسی مواقع گفتن
و خاموشی را مراعات کرده باشد ( بوقته
گفتن گفتن وقت خاموشی ) با آنکه
شاعر محترم گفتن را مقدم ذکر کرده
و بمقتضای زنده دلی و هوا خواهی عدد
و غیره ملحوظات عصری هم امروز میل
عقده های متفکره را در اثر گفتنی ها
می بینند باز وقتی در آثار گذشته گان
تفحص کنیم جنبه خاموشی بیشتر پسندیده
عقلا و شعرا واقع شده و معمول بضم
بوده ، و همچنان دلایل بسیاری موجود
است که فواید خاموشی ها را بعلیت هائی
ثابت صدق کرد .
اولاً در ازمنه قدیم در اکثر ممالك
و مجامع يك الجماد روحی بوده و مردم
بحالت خواب آلودی زنده گانی میکردند
سر و صدای قانون خواهی و حقوق طلبی
با نهضت های فکری و عقلی وجود
نداشته که هم از خواب گران غفلت بیدار
شده بگویند و بشنوند یا بجوشند و بخروشند
غالب مردم طبعاً بهمین حالت عادت گرفته
و بمقتضیات محیطی طرفدار سکوت و
خاموشی بودند و ازین قبیل ابیات بسیار سروده
اند : حلقه ها را خاموشی گنجینه گوهر کند
. . .
بطبع هیچ مضمونی به زلف بدق نمی اید
خموشی مدتی دارد که در گفتن نمی اید
ثانیاً بتخریب همان ازمنه هنگامی که
حکمر مارا با قهر و جبر بشود سر از ابطال
جوامع شخصیات خود را تامین کرده
و خواستگاران سعادت اقوام را اذیت
میکردند ، مردم بفشار استبداد بقوتی زیر
اثر آمده بودند که خاموشی را از دارا
بزرگترین وسیله وقایه آبره و حفظ نامحلماتی
دانسته از گفتن دوری کرده چون تاب
مقاومت نداشتند بخموشی می پیوستند
بالاخره اوقاتی که عالم بر طرف گشته
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
