Machine transcription
( شماره ٢٢ )
( مجلد پنجم )
او اصرار داشت بامید های طولانی افتاده
و گفت : آیا شما که مایلید فو توي مرا
بگیرید از داشتن آن بسیار محفوظ خواهید
شد ؟
جوان : آه مادام هرگز . . . . جريده
من يك مسابقه باروفسكي ترتيب داده ويقين
دارم انعام درجه اول را شما جایز شوید .
لذت كلوش .
شير جان وزیر در بار را گویند دریکی
از روزهای زمستان ستمورا براه نزديك
دکان قنادی دید که بین كدایها شبناك
میزند ( را میرود ) و بینزارهای کهنه و پاره
داود وزیر متاثر شده بنو کر ها صدا
میزند : او بچه ها بدوید برای بابه جان
يك كلوش خوبی بخرید که گرم باشد
بابه ستو بيك غمزه و خمیازه شیرین ،
دهن خود را باز کرده گفت بچیم کجا
دندان دارم که کدو بتوانم كلوش
میخری .
هوس طبابت :
در يكي از دهات که به نز دیکی آن ما نیز
خر بوزه موجود بوده شتری از مرد مان ده
داخل ما ليز شده و چند دانه خر بوزه را
می بلعد اتفاقا بر چه بزرگی از خر بوزه
ها در حلقوم شتر بند شده و شتر را بهلاکت
نزديك ساخته بود صاحب شتر بهر طرف
دویده طبیب و بیطار میجست تا مرد
هوشیاري بنسر وقت شتر رسیده علت را
دریافت و پار چه چوب بزرگی را بر داشته
چند مرتبه بگردن شتر زد تا خر بوزه خورد
شده و از گلوي شتر پائین رفت و او نجات
یا فت صاحب شتر یکمقداری نقد وجنس
به آن شخصي که مهارت بيطاري را بخرج
داده بود تعارف داده و تشکر کرد ، مرد
احمقی که در ان ده زنده گی میکرد این
قضا یارا دیده و بهوس افتاد که واقعا
بيطاري کار آسان و پر منفعتی است .
ازان روز بطمع افتاده براي اینکه کسي از
سابقه او آگاه نشود بده ديگري رفته و
خودش را بطبابت و بيطاري معر في نمود
قضا را زن پيري در آن جا بدرد گلو مبتلا
بوده نزد او براي معا لجه شتا بید طبیب
وقتی شنید که درد یکلو و گردن تعلق
دارد خوشوقت شد که اینجا بهتر می شود
از تجربه کار گرفت سوخته چوب بزرگي
را که در آن حويلي بنظرش بر خورد
بر داشته مریض را خوا با نیده و بقوة تمامي
چوب را بلند برده و بگردن بیمار فرود آورد
فرود آمدن چوب و آ سوده شدن ابدي
مريض ، تا اقوام بسر وقت او رسیدند سفر
آخرت پیش گرفته بودهمه باچوب و سنگ
ریختند سر آقای طبيب ، پس از يك
فصل كشك شك ميري که باي مدافعه
به او دادند کلان ده از داد و فرياد او
متا ثر شده گفت بس است ازینکه زنده
جاني را قر بان مرده پیره زنی کنند بهتر
است بقیه جزا را به آن قرار دهید که درین
زمین سخت دامنه کوه وظیفه قبر کني را
اجرا کرده باشد بیچاره بز حمت زيادي
از آن تهلکه ومشقت نجات یافته و بده
ديگري فرار کرده اتفاقا مردم آنجا که
شهرت طبيبي او را شنیده واز آدم کشي وي
بي خبر بودند معالجه د يگري را به او
پیشنهاد کردند .
این مرتبه طبیب آقا که از علاج اولی تجربه
خو بی نگرفته و هو شیار شده بود گفت :
بسیار خوب من بمعا لجه حاضرم بشرطیكه محل
دفن آن رامن کوه و قبر کن آن من نباشم.
اصلاح دعوی :
ظريفي از راه عبور مي نمود ديد دو پسري
بین هم دعوا دارند پرسید چه قضیه بین شما
اتفاق افتاده که در زد وخور دید ؟ يكي
ازان دو نفر یکدانه جوزي را باو نشان داده
و گفتند ماده افترا این راه میکدشتبم واین
گردو را از راه یافته در تقسیم آن بین
خود ما جنگ داریم هر كدام استحقاق
خود رایز افي ثابت میکردند يكي ميگفت
جوز مال منست براي انكه اول من او را
براه دیده ، دومي میگفت :
مال منست چرا که اول من او را از زمین
بر داشته ام شخص ظر يف گفت من
اصلاح می کنم وجوز را گرفته از هم
دو حصه کرد یکطرف پوست آن را داد
بيکي از آنها گفت این حق تو که اول
دیده پله دیگر پست را داد بد يگري که
تو اول از زمین بر داشته مغز آن را خودش
بدهن انداخته و گفت اینم مال من که
بین شما اصلاح کرده .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
