BrowseAnīs → page 411

Page 411

Anīs · pages 1–897


Page image — the source of record

Scanned page 411 of Anīs

Machine transcription

صفحه ۱۲ (شماره ۲۱) مجلد پنجم حکایات آقا و نوکر : آقائی نوکری داشت و هر کار را که با و تکلیف میکرد نوکر به تانی و تفکر خدمت را بعمل می آورد . مثلا با دارش با و میگفت برو بازار نان و پنیر بیار نوکر اول بازار میرفت نان می آورد و باز میرفت پنیر میخرد که مبادا در معاملات سهوی واقع شود یا دارش بغضب شده او را تهدید کرد که انسان شو ! مردم همه کارهای خود را بيك مراتبه انجام میدهد دفعه دیگر یکی از اقوام آقا در منزل مریض شد بنوکر گفتند برود طبیب بیاورد . ملازم چون از دفعه دیگر ترسیده شده ( بقیه صفحه ۱۱ ) ٢٤ ستمبر - دار العوام به ۹۷ رای در مقابل ۲۳۷ قرائت ثانی پیشنهاد ملی را گذشتاند . گاندی در يك جلسه که از طرف دایره مصالحات اصلاح ها در کلا مبوس و کنتریا روز چهار شنبه ترتیب شده بود نطق ایراد نمود که حاوی بر پیغام او به دنیا بود . مضمون مذکور در غربت اختیاری بود وايس ماد را تيدن اجرای ریاست مینمود سپروژ جیکر در شام چهار شنبه مذاکره طویلی با ما لو یه راجع به مسئله هندو و مسلم نمودند دانسته شده است که برای گاندی سعی میکنند بزودی جناح و آقا خان را ملاقات کنند قرار پیغام جنوا بعد از انکه لارد سيسل ايمانيه فوق الذكر را که بالدوین در دار العوام نموده بود ایراد کرد مك كيسن از طرف امريك مصالحات در تعمیرات بحری را قبول نمود . بود وار خطا و دست پاچه شده این دفعه بسیار دیر کرده و بالاخره طبیب را با یکمقدار دوائی که خودش سنجیده بود و دو سه نفر آدم هم با خود آورده و به آقای خودش را پورت داد آقایش طبیب را که دید خوشوقت شده ولی از دوا و نفری دیگر پرسید که این چه خبر است جواب داد آغا خودت بمن عتاب کردی که کارها را باید بیکمراتبه انجام داد من هم طبیب آوردم هم دوا و این ۳ نفر هم یکی مرده شور است و ۲ نفر قبر کن برای تجهیزات کهنه کنلی به خانه پیدا خواهد شد مقصد اگر صحت نشود باز سر گردان نشویم . هر چه بگوید همان میکند : یکی از مسافرین گرسنه شبی در میان دهی منزل کرد ببزرگ قریه بعادت معمود پس از ادای نماز شام مهمانی در مسجد ده دید برسبیل عادت گفت آغا اگر به لقمه نان خشکی ساحت اید بفرمانید مسافر گرسنه هیکل بزرگی و نجابت آن بزرگ قریه را دید بطمع افتاده بکمال مسرت دعوتش را اجابت کرده ولی پیش خود میگفت این صلاح نان خشک بین شهری ها هم رسم است که بدواً پیر میهمانی میگویند آقا نان خشک یا شور بائی داریم بالا خره به قاب های پلاو و سالان های متعدد حتى بالرنی و مشکوفی پذیرائی میکنند این تصورات بدماغ میهمان گرسنه باشدید ترین حرارت تمنا خیال پپلو های چربی را پخت تا نیکه به میهمان خانه دود زده خان ده وارد شد پس از لحظه دست میهمان شسته و خالی کستر نیده شده نان خشکی در پهلو دستگاه طمع و حرص خود موجود دید آنوقت هوش سر میهمان آمده و متيقن شد که راستی راستی هر چه میهمان دار او در اول وقت وعده کرده بود همان است هر چه صبر کرده و چشمك زد همانست که شنیده نه انکه تصور کرده ! تضا دفعاً طفلی در آن محوطه شوخی میکرد بناگاه صاحب خانه تغیر شده و فریاد زد : پسر! آرام باش ورنه دو پاره ات میکنم با میگشمت میهمان برخواسته با نهایت احترام به طفل گفت عزیزم آرام باش که من از چشم این آدم میترسم هرچه بگوید همان میکند!

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Anīs, page 411. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0789/411 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0789/411
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record