Machine transcription
(شماره ١٦ )
مجلة سراجية
صفحه ١٥
مؤلف : له بالائيه فرانسوی
( ١٤ )
مادام سان ژین
مترجم : حبیب الله طرزی
فصل هفتم
خیانت
آقایون از دلهای پر درد مان بتصور فلاکت
های که از ین محاصره منحوسه
اطریشیان .
اداره کرده اند ، بر شهر عزیز مان وارد
خواهد شد خون فوران دارد ! با یک دشمنی
که ده چند از ماقوی و آماده کار زار است
مقابله کردن عین خود کشی و دیوانه گیست
میخوا هم بفهمم قاصد برا که از جانب
( دیو ک ) با پیغام صلح آمده است
پذیرائی میکند و یا این که تجویز قیاضانه
دیو ک را ردو سلاحی که ندارید بدست
میگیرید ؟
چند صد هایکی دو ما قاصد را می پذیریم !
حاکم فرحناک شاه گفت پس من
این شخص خجسته صفات را بشما معرفی
میکنم .
دو پیپر ک ) یاور ژنرال ( کلبر فیت )
سر افسر عساکر اطریش را بشما تقدیم
میکندم .
( کونت مذکور مجردیکه بکوشش
و پرستاری قصاره کوچه رویال زخمهایش
رو به بهتری نداده از پاریس فرار
ویارد و گاه اطریش ملحق شده است
باوجود مرض درخواست ملازمت
را بمحاز جنگ نموده آمده است تا در
اثنای وظیفه از یلاش نیز خبری بگیرد .
کونت با یک زبان فرانسه بسیار ساده
و روان به سخن آغاز نموده گفت : از
طرف ژنرال کلبر فیت ما فوقم مأمورم
که برای دور ساختن امکان خون ریزی
واتلاف جان ها شرایط تسلیم شهر را باهالی
دامای آن تقدیم کنم ،
اگر اهالی شهر بفكری که ما فوق
در تعقیب این الفاظ حاکم در وازه
من پیشنهاد نموده است متفق باشند باید
اطاق مخصوص او باز شده وجوانی بلباس
در ظرف ٢٤ ساعت وردن را تسلیم عساکر
امپرا طوری کنند والا بعد از انقضای
مدت مذکوره بمبارد شروع خواهد شد
ملیكی ظاهر گردید و چشمهای تمام
حاضران براو معطوف گردید . این
شخص خیلی خسته و نحیف بنظر می آمد .
و بشهر با ساکنین آن دست
حاکم قاصد دیو ک را که غیر از
خوش انتقام عسا کر مهاجم
خواهد ماند وعسا کر امپراطوری مسئولیت
وجوان که در ( ده اگست ) در اطاق
کاترین پناه آورده بود کسی دیگر نبود
وجدانی برای خون ریزی و اتلاف جانها را
با لفاظ مطنطن آنی معرفی نمود . ( کونت
نخواهند داشت .
این اعلام وتخويف بايك خاموشی
مرده استماع گردید با وجودیکه بسیاری
از حاضرین شاه پسند و برای نجات زمین
وجايداد خود ها نگران ومضطرب بودند
باز هم بچنین یك شرایط بر باد وشوخ
چشمانه تحمل کرده نمیتوانستند و
بسیاری از ایشان برای بروتست جداً
آماده بودند و میخواستند که موازنه شرف
خود را با طرف مقابل نامین کنند ولی از
خوف انيكه مبادا ملعون ومتهم باسباب
نزول غضب مجرم ها بر شهر وردن نشوند
خاموش ماندند
ژبرك مانند مجسمه بی حرکت و خاموش
ماند ولی بدیدن چنین يك جماعه ترسوها
ونامرد ها که برای حمایه خانه های
خود از دهن توپ های دشمن به پا مالی
ناموس وطن آماده بودند ونميخوا ستند
سك تسلیم را بخون خود بشورند خونش
بجوش بود ونمیتوانست که این نامردان
بیدان شیران میدان رشادت که درد هم
اگست در اطراف تویدی دیده بود
مقایسه کند و برای اینکه از مقابل چنین
يك جماعه ملوث و ننگین بزودی نجات
یافته باشد بار دیگر بر خواسته گفت :
شما پیغام افسر بزرگ مر اشنيديد حال
بفر مائید جواب شما چیست ؟
اوندال از يك گوشه سر بر آورده
گفت : « آقایان بخیال من ترجيح ميد
هید که جواب ديوك را بتأخير اندازيد
تا آنکه بم های موجودید شهر را مشرف
سازد و آن را باخاك يك سان گرداند ! »
ژبرك بشناختن رقیب خودش دچار غضب
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
