Machine transcription
( فتوحات حضرت عمر ( رضی الله عنه )
در بين النهرين و اكاديا ، وایران ، شکست
رومی ها ؛ فتح سوریه وفلسطين در عهد
این خلیفه نامدار حضرت رسول برحق
( ص ) وهم چنان فتوحات شاندار او در
مصر شاید نخوفی این مسئله را برای ما ثابت
ومدلل می سازد . مگر پس از انکه در
سنه ٦١ بعد الهجرت اولین مرتبه اساس
ظلم و استبداد در اسلام مانده ، اصول
اجماع امت و جمهوریت اسلامی پا مال اغراض
نفس پرستانه ، وشهوت رانی غیر مشروع
گردید تا با مروز زمام سلطنت ممالک اسلامی
بدست افراد مانده ، زمام مقتدر اسلامی
بدست اشخاص مخصوص افتاده در نتیجه
يك سيلاب خیلی مدهش تباهی و بر بادی
خانه سعادت و اقبال ، جا وحشمت ،
شهرت واعتبار مسلمين را از بن و بیخ
بر کنده و مقاصد صحيح وأمل مشروع
یامال اغراض ناجائز و امیال قبیحه گشت .
جای عدل و دادو طالم واعتساف ومقام عطوفت
و نصرت اسلامی را جبر و تشدد و استبداد
دیگانه کی گرفت .
مفهوم شاه و ملت رفته رفته در بین
مسلمين از هم يك فرق و مغایرت زیادی
پیدا کرد . وامر وسلاطين مستبد ممالك
اسلامی در نتیجه از طرف چاپلوس ها و
متملقين مقصدیپرست احاطه شده معنی
حقیقی شاهی و حکومت از بین برداشته شد .
برای حرکت استبدادی مقوله هایی
ادنی وشعرهای را شریدند و گفتند : -- و کاهی
بسلامی رنجید و گاهی بدشمیانی ملاحظات
کشته ، ، وچه و چه . این بیچاره ها
پای در موزه اش و از کاه در بطط همکانی
به خوبی خجلت و انفعال مارا اثبات نموده
می تواند نکه شهم ... با اینهمه ترقی و تفاوت
که مانند اینان نتوانسته است به صمیمیت
وصداقتی که لازم است ، و باین الایشی
و پاکدامنی که مطلوب است ، اولی
پیش روان ترقی بشر پای گرفتکان و
رجال بزرکت و تواریخ اسلامی خود را
اطاعت و از ان تاسيه نامع کند . و از همین
جهت و به همین سبب است که بجای
آن همه شان وعزت آمهصه وقرو اعتبار
آنهمه علوت ومكانه ، عجز ، انکسار ،
مغلوبیت ، ترس وخوف ومسكوبت قائم
کردیده است . و روز بروز در مقابل
ترقیات خارق العاده اوروپا که بحارت از
خوشه چینی خرمن ارشادات وهدايات
دین حنیف اسلام است پست شده میرویم
و هر چه میخواهد با ما می کند . وما هم
با دست های خالی و کیسه های نهی و با
محرومیت کامل از لوازم دفاع حیات ،
واسباب مقاومت مزاحم زندگی مجبوریم
در مقابل مطامع ومقتضيات شان کردان تهم
وسر انقیاد و فرمان برداری فرود آوریم .
اگر بتاريخ كذشته اسلام نظری
مدققانه فکنده شود ، خواهم دید
که تار منیکه بنای سلطنت اسلامی بر
مشورت و استشاره و بر رای و فکر عمومی
بود، در همه جا آفتاب ترقی و عظمت
اسلام ومسلمين تابان و در هر نقطه معتایه
دایار وعدهیت وصلابت پیروان دین
محمدی (ص) در غرس بوه.
کاها من می بینم که بد آن نیل کرد )
ایوای ما اخود ما از تعالیم روحا بیایت
خیلی در حینه و بر کردۀ دیانت متین
ورشراعت اسلام ، و از تلقینات واقعهات
مفید اخلاقی و مدنی اسلاف کبار وبنی
وایان دینی خود غافل و بی خبر مانده ایم
که باین همه مصائب کونا کون کرفتاریم
و هر حرکتی که میکنیم انقدر بی
خردانه ، و بدون يك اساس صحیح وثابته
و مقصود معین می باشد که در نتیجه بجز
پریشانی و اندوه بجز حسرت و ياس
بجز ندامت و افسوس بالاخره بجز
ذلت و شرمساری ثمره دیگری ازان نه می
بر داریم و طرف دیگری بر نمی بندیم .
هر چه کرده ایم خود به خود کرده
ایم . و هر مصیبتی که گرفتاریم محرك
وسبب مولد و موجب آن خود ما گفته
ایم . هر کجا مات خورده و در مانده واز
اسباب تمدنی غاری برائیم . هر کجا ذلت
غلامی وفره رسیده ومظلوم به نظرها وخورد
در حان حاکمه علمت را ایاد ماروازان
شان خاری می یابیم و آیا این مات بی چیز
وتحقیر این ملت پس مانده و فاقداز این بود؟
مظلوم مفتوت الحقوق پیروهمان عقیده
وفكر همان ازعان وايهان همان قوانین
بزرکت دنی و دنیوی است که چندی قبل
پرچم نصرت ورايت فتح واقبال پیروان
و کروید کان آن از چین تا به هسپانیه ، در
هر نقطه که با عقل انسان برخورد میداج
ملل وغالبيت ميزد .
بلی همان است اما با در قسوس و با
باید بکویم خجالت و شر ساری و
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
