BrowseAnīs → page 106

Page 106

Anīs · pages 1–897


Page image — the source of record

Scanned page 106 of Anīs

Machine transcription

صفحه ٧ شماره ٦ مجلد پنجم و ممارسه مانند آهنگری و مسگری و غیره و خواه بوسیله تحصیل مثل داکتری و غیره صنعت های ای او له احتیاجات بشری اجرا میابد . و دیگری به معنی هنر و مهارت و معرفت که این معنی نهایت عمومی است . چنانکه میگوئیم فلان شخص صاحب صنعت است ( ای صاحب مهارت ، صاحب معرفت که فن را قصد میکنیم ) که اولی متعلق به دولت و دومی متعلق بمعنویات داشته بمقابل آن در فرانسوی کلمه ( میتیه ) در مادیات و ( آر ) در معنویات مستعمل است . واینست باید برای آن اشیا ئیکه تعلق بهمتر ، مهارت و معرفت میگیرد ، مانند ( رسم ، موسیقی ، هیكلتراشی ، معماری و ادبیات ) نام صنایع نفیسه و بصاحبان آن ها اسم صنعتکار یا هنر ور بمقابل کلمه فرانسوی ( ارتیست ) داده شود . و هیجانات بدیعی که از تاثیر تماشای یک تابلوی زیبای مسرت بخش یا يك لوحه خونین حزن انگیز اثر يك رسام ماهر ، یا از شنيدن يك جمله موزون بهجت افزا يا ملال باريك نویسنده و غیره غیره مفردات صنایع مستظرفه پیدا رود ، دوماً برا بدو قسمت ( حظ بدیعی یا الم بدیعی ) تقسیم مینمائیم در حقیقت مولد آن ، همان خوبی وظرافت ایست ، که برای بوجود آوردن آن قسماً فطری و قسماً اکتسابی صاحب يك مهارت شدن لازم می آید، که آنمهارت را صنعت یا ( آر ) می نامیم . بقیه دارد قصیده من با دل پرخون با اشک چو جیحون یا خاطر محزون با قلب پر از حرمان از قدرت اسکندر تا غیرت ایوبی وز سطوت احمد شاه تا دوره نادرخان قانون بریطانیا را کنون سوه انلیست جمهوریت ترکی مشروطیت ایران در منطقه فکرم در جلوه که روحم یکسر همه شد حاضر یک یک همه شد عریان اجرام فلک یک سرا دوار زمین یکجا حلقه به برم بستند گشتند همه اعیان در پاسخ من جستند یکرو به همه گفتند از دست امان الله آن حیله گر نادان آن کو علماء را گشت بر جامعه زد انگشت بر فرق وطن زد مشت شد مدعی قرآن آنکو در سه چندی بیش از چهل غرور خویش پهلو زد او میزد با مشتری و کیوان سرمایه ملت را کز خون وطن شد جمع وان پولی که شد یکجا از آبله دهقان برباد چو خاکش داد چون خاك ببادش داد بگرفت و به آتش داد در قلزم ، انیكان مستت هیا فالو کز خون وطن خورده در عالم سرشاری یکجا دوصد استیکان از خون دل مظلوم واز اشک یتیم زار در گوش ثریا کرد یکتا گهر غلطان آواره از و شد ملک افسرده از و شد دهر پژ مرده از و کشور سرگشته از و افغان نه هیئت کابینه یک دسته ستمکاری کز ظلم بهم کردی صد خواله بیک جولان در آئینه عالم بارنگ سیه بنیاد یک لکه تاریخی از مملکت افغان اکنون که فلک لرزید با دهر ز هم پاشید با خون وطن جوشید با غیرت افغانان کار فضل خداوندی از آب دم شمشیر شد لوح وطن شسته از نام ستمکاران هان ای وطن پرخون وي ساحر آتش گون وي فرقه اهل دین وي حزب وطن خواهان ایمن نتوان گشتن از حیله اهر یمن آسوده نباید بود از مکر وفن شیطان ننگ است بردانش عارست بر غیرت غافل شدن از دشمن ایمن شدن از عدوان تا پرچم قدر ما در چرخ بچرخ آید گردد زفروغ ما گیتی همه نور افشان در معرکه دشمن در روز نبرد تیغ باید همه شد یکجا از بهر وطن قربان در سلسله وحدت در زمره یک رنگی یکسر همه باید بود چون رشته بهم پیچان در معرض جان بازي باشيد چنان ثابت کز هیبت تان لرزد برخود فلک لرزان در سایه علم وفن با بازوي عزم تیغ معمار وطن گردید اي اهل وطن الان هرچند درین شیوه بنمود بسي گويه خاقان سخن سنجان پرماتم نوشيروان زان پس شده لاهوتي در برج کرمل روشن بالجمله مخصوصي از جور وستم گريان من نيز بصد زاري با فطرت پست خويش از خوانه فشانیدم اشکی دوسه خون افشان ( اتفاق اسلام )

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Anīs, page 106. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0789/106 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0789/106
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record