Machine transcription
شماره (۷) جلد اوّل جریدهٔ حقیقتِ کابل صفحه چهل و دو
قهرِ خدا بیجا ملا و بغضبِ عُمومی و غیضِ رحمانی که عسکر هم در ماه فرو نشاندنِ این اتشیِ بغاوتِ برافروخته و بادِ زدنِ آن بزمِ دو ملعون غدارِنده و نظرِ بصدها نیکیِ بی المان و امانی و ارزو ها این خادمِ عاجزِ تا که برآ ترقی و تعالیِ شمالت و این مملکت داشته و دارد آمده، در پیشِ مردانِ مقامِ خود بالات بهنگامِ جنگ دادنِ مقاومت و هجوم که از فرقِ سر تا ناخنِ پا این دو ملا نما شطنت پناه را بانواعِ مجازاتِ واقعه سرزنشِ سرد چار نموده بلکه هر پارچه پارچه و پاره پاره نشان کنم. مگر باز چون دقت میکنم میبینیم که چه اندازه فرزندانِ نیکبخت و بد بختم از دستِ این دو ملعون غدار درین کارزار کشته و تباه شدهاند؟ و بچه مرتبه از طرفین اشخاصِ معیوب و مجروح گشته؟ و چقدر خساراتِ فوق العادهٔ با مالی وارد آمده است که اثرِ آن برای هر ثمره برمیگشته یک یک کار و از فرق تا پا این دو ملعونِ طوری گذارده شود که باندازهٔ یک سرمو در وجودِ مرد و دسان جائی خالی گذارده نشود، باز هم گمان میکنم که تعدادِ کارد ها که در اعضاء از جسدِ منحوسشان مانده است بسیار خواهد ماند و علا بران از جوانانی که بالمقابلِ مابینِ شیاطین داده شود هیچ منفعتی را برایم عائد نمیکند زیرا نه جسد را که ملت و حکومت عائد شده است، تلافی میشود! و نه آن فرزندانم که از طرفین کشته و تباه شدهاند باز بدست میآیند! و نه موجبِ ارتفاعِ این بُلا و خجالتی که ازین واقعه بوجود آمده است، میگردد! لهذا این دو ملعون غدار بلکه جمیعِ اعوان و انصار و طرفدارانش را بهر جائیکه با عام از اینکه در اینها را بشناسم یا نشناسم بقهرِ پروردگار و غضبِ جبار که سخت تر من مجازات است کی بسیاریم و قطعا نجومِ آئینِ از خدا خواسته و میخواهم که در دنیا این غداران ملعون را مخذول گرداند، و بدست در آخرت نیز شرمنده و خجالت و رسوا باشند (غضب عموم الهی آمین)
این حصهٔ آخریِ کلامِ ملوکانه چنان واقعاً از جوشِ محبت که در اثناء گریه دهانِ خود را ضبط کرده نتوانسته تماما در بارِ ارادهٔ فرمائی محمد درآمده مهدی الی معذرتِ اینهمه حتماً فرمودند که از افظاطِ خریطِ همکباری بود هذا ازین رو را قم الحروف نیز نتوانست که یاد داشتی میگرفت
با الطافاتِ شاهانه با شما نوازش میکنم کلامِ خود فرمودند اما با کسانیکه از شما در مینِ کاردارِ خداوند بحقِ برانها و انانیکه از میانِ شما در میدانِ شهادت افتادهاند از خدا زیاده و زیاده رضا شود من از انها رضا هستم و خداوند برینگا و در هر میدانِ شرف و سرفراز و مظفر و ممتاز درآید خدا کارساز که از شش سال شاه و نوابه الا مهارت عسکرِ غیور و شجاعتکیِ خونینِِ در فرو نشاند این نائرهٔ بغاوتِ باندازهٔ قابلِ تقدیر و تحسین است که از هیچ نقط و زمان و نظیرِ آن دیده و شنیده نشده است طوریکه امروز سرفراز و مظفر و نیکنام هستید از خدای خود امیدوار تا ابدالاباد بهمین صادقی و فدا کار و سرفراز و ممتاز باشین این دو ملعونِ درینما بگذارید که من با طالکار و انعام فی الحال خود بسیارم دعا که با از شماها میبینم و با نالها هیچوقت نوازش و مکافات باشید و مملکت تان مخللِ آن شاد شد امیدوارم کسانیکه در نیواقعه خدمت کردهاند با نقال و مرزنج بعد از اختتام کلامِ وقت رسام حُکامِ حظرتِ عسکر با فرقهِ مدّاقِ کل و جریده کشانِ دیگرِ متفرق آمدند الا عسکر آنچه که ترقّیقات را برایم حُضُورِشان میدید و در حُضُور خادِ تمامت از خدا وند آرزو دارم که شما را دِ تمامِ مقاصدِ در خیرِ سلامت و تعالیِ مملکتِ ما را در آغوشِ دعائمِ گردانید عمومِ آئین) و بیجنبه تا سائرِ روز دستها ترقی و قضایا در دهاتِ طول و مجهول دیشها را خالیق باستثنا و استقوی حکومتِ عالیحضرتِ اعلیحضرتِ امیر را بیاد دارم که در سلطنتِ نانا خیطِ با فعالِ اشقیا و تفاوتِ ناپسیا بوقوع پیوست این مسئله را مقدما در نداده کلامِ کیش و شاهی در نه شند از عسکری مهوش نشأتی درآیند و در بر محمود در میانِ قومیِ کارده باغ در اجرایِ این منظورِ کلمات و نوازش و مراحمی مرعی داشته مهرم و با شکرِ بقان عسکرِ نوازِیا ملحقتِ خود ر کحضورِ با حضورِ اجزاءِ مهربانیِ خود نمود و بر کمالاتِ در موردِ معروضه یابد!
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
