Machine transcription
مسائل هر روزه
شد که دستخط شان نفیس وصاف باشد لیکن ضرورت اظهار
نقد ومؤثر مجبور شان ساخت که طرزی موزون مقتضیات گزینند
و آن خود مطابق امرجهٔ نشان بود ـ اغلب است که هر شخص
بعض خصوصیات طبیعی دارد که مناسبا در تکلم، خرام وحرکتش بروز
می یابند، نیز در تحریرش، اقتصاد وکمال مطالبه دارند
که باید همه شاگردان را بنوشتن یک قسم خط بیاریم ـ چیزیکه
باید بخواهیم، خوانائی است و یک مبلغ معقول صفائی ـ چون
خط یکی خوب خوانده نشود و تا درجهٔ صفائی داشته باشد من
بعد باید در طرز خود شخصیت را اقامه نماید ـ یقینی این است
که اگر ما بر نقائص خطی یک بچه ایراد گرفته برویم، در استعمال
خط ارادی ناقص مانده در محض اصطلاحات محدود خواهد
شد، اینک یک نمونه شخصی که این اصول را تنویر خواهد
داد ـ چون او می نشیند که یک مکتوب بسیط بدوست خود
بنویسد او رجوع میشود گویا که این کار هم باشد باهستگی
می نویسد و بیحد احتیاط می ورزد که همه سطور وجایها ی
خالی عیناً درست باشد مثلیکه مسایل ریاضی وفنون لطیفه
می باشند ـ در اثنای تحریر خالی الذهن میگردد وچند دقیقه
سر خود را میخارد تا مغز خود را بفعالیت بر انگیزانده ـ چون
او تمام میکند محض یک مضمون درشت ورسمی میباشد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
