Machine transcription
صحیفه ۱۵ سال دوم شماره ٢٤
و چون اندیشیدم که این عشق تا چه درجه مذموم و مقبوح يك عشقی ست از انرو همه جهد و کوشش خود را بر محو کردن آن عشق را از دل خود صرف، و روزها در اتباب سعی نمودم، اما هزار افسوس که من هم انقدر از عشق دور شدن خواستم ، آن درد جانگذار همانقدر بر من مزحم نمود . و از بیم آنکه مبادا این اسرار قلبی من آشکار گردد، و موجب طعن و دشنام خلایق گردم بر فاق ساختن نفس خود قرار داده از طعام و شراب دست کشیدم تا به اینصورت ازین در دی که علاج آن غیر ممکن . و فراموشی آن از انهم غیر ممکن است رهایی یابم اینست که از ان سبب به این ضعف و ناتوانی دو چار آمده ام که می بینی .
بعضی بیماریهایی هست که با وجود کشف آن ، یافتن دوای آن محال میشود . طبیب بیماری را کشف نمود . دوارا هم دانست که چیست . ولی در پیش مدوات آن عاجز آمد .
روز دیگر چون بادشاه طبيب را مانند هر روز بحضور خود خواسته از احوال جگر پاره خود سوال نمود طبيب بيك طور نا امیدانه بسخن آغاز کرده چنین عرض نمود :
– بادشاه من ! برای بیماری شهزاده تدبیر کردن غیر ممکن است . زیرا شهزاده بريك زن عاشق است که بهیچصورت دستش نمی آید .
بادشاه – چه معنا دارد ، در حوزه مملکت من کدام دختری باشد که حیات پدر من به او بسته باشد، و آرا از من کسی دریغ کند، واکر به کدام دختر پادشاه همجوار ما دلباخته باشد باز هم اگر برضا نشود بزور آرا خواهم گرفت .
طبيب – بادشاه من ! اگر محبوبهٔ پسر شما دختر باکره میبود غیر ممکن شمرده نمیشد ، مکربلا اینجاست که محبوبهٔ شهزاده يك زنیست که شوهر دارد .
– برای اینکه در خانهٔ مأمورهای پولیس هستند ....
– ( بيك صدای متغیری ) آیا مأمورین پولیس ؟
على ال : قوميسر ، مفتش ، خفیه های پولیس ، عسکر همه در درون خانه جمع آمده اند هیچ یکی شان کم نیست . اما شما خاطر جمع باشید . این تشریف آوری شان درینجا بقصد زیارت شما نیست . دیگر يك شخصی را گرفتار کردن میخواستند . حالانکه آن حریف خودکشی کرده از گرفتاری رهایی یافت . در چنین احوال میدانید که چه خواهد بود دروازه و زینه بالطبع در زیر دیده بانی پولیس گرفته شده ، قومیسر از بنا بر وظیفه و صنعتی که دارد البته بتدقیق و تفتیش مائل میباشد . پس اگر شما در چنین وقت داخل این خانه میشدید چون قالب و قیافت تان شما را نشان میدهد که از مردمان اینگونه خانه ها و محله ها نیستید از السبب بشبه افتاده در پی تحقیقات احوال تان می افتادند که آنهم بدر دنیا در چنین وقت نازک نمیخورد .
– حق داری سایبول . اقرار میکنم که بین يك خدمت نزاری کرده .
بادشاه – آیان کیست ؟
طبيب – زن بنده شماست !
بادشاه – وای شما اینقدر بی انصاف خواهید بود که برای رهای دادن پسر حکمدار خود را از مرك از يك زوجه خود نگذرید آیا من حق این را نداشته باشم که مانند شما یکدوست و محب خود امید رهای دادن جگر پاره خود را بکنم ؟ آیا شما اینقدر بی مروتی خوا هيد كرد كه بيك ولینعمت يك بادشاه یک دوست خود را هلاک کنید ؟
طبيب – بادشاه من ! بندهٔ خود تارا را اینقدر به بیرونی متهم نفرمائید . یکقدری قیاس نفس کرده خود را بجای من ، و مرا بجای خود قیاس فرمائید . مثلا خدا ناخواسته اگر پسر شما بر ما در اندر خود عاشق شود . آیا با وجود اینکه به این بدانید که حیات فرزند شما به ازدواج با او مربوط است آیا برضای خود حرم خود را به ثمرهٔ فواد خود تان ترک کرده میتوانید ؟
پادشاه – آه ! ایکاش حیات پسر من به اینگونه بك فداكاری موقوف میبود ؛ خدا شاهد است که اگر زوجه ام استراتونیکه باشد و همهٔ سلطنتم باشد جمله را برای حیات پسر خود ترک میکردم .
طبيب – بادشاه من چون چنین است . علاجی و دوائیکه برای زنده گانی پسر شما لازم است خود شما آنرا بیان فرمودید و یافتید . زیرا شهزاده مفتون حسن و آن ملکه استرا تونيك میباشد .
بادشاه بمجردیکه این سخن را شنفت هماندم استراتونیکه را در نزد خود طلب کرده ، و درد دل خود را به او گفته و رأی و رضای او را استحصال کرده و او را طلاق داده به پسر خود نکاح نموده است .
اين يك مثال تاریخی ایست که ضررهای ازدواج پدران پیری را که مالک اولاد جوان باشند و زن نوجوانی که به سن و سالشان مناسب نباشد بگیرند ظاهر و عیان میسازد .
– چون چنین است منهم خود را بختیار میشمارم، تا بوقتیکه پولیسها بیرون نبرآمده اند داخل خانه نشوید . دانا به اینقدر عجله کردن لزوم هم نیست . آیا شما برای خبر گرفتن نیامده اید ؟ این است که من بشما اعلاترین خبرها را میدهم . هم والده و هم پسرش بسیار خوب وجود و تندرست هستند .
– ( از خبر دار شدن او ازین سر لرزیده ) چه گفتی ؟ هم والده و هم پسر تندرست هستند گفتی ؟
– بلی همچنین گفتم ، از کم وقت نیست که من درینجا انتظار میکنیم حتی از بسیار انتظار دقیقه شده بدرون خانه هم در آمدم و خدمتکار مادام اندو را پیدا کرده از واحوال گرفتم پنج ساعت از نصف اللیل گذشته بسیار يك پسر بسیار شیرین بدنیا پیداشده راستی اگر این وارثت مانند خودت شود بسیار کارها خواهد کرد . زائیدن هم به بسیار آسانی بوقوع آمده است . مادموازل خورد ترك يك چرتك كمی که عادت زنها را بجا آرد کشیده بچه ات را فرد آورده .
باقی دارد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
