BrowseSirāj al-akhbār → page 635

Page 635

Sirāj al-akhbār · pages 1–1787


Page image — the source of record

Scanned page 635 of Sirāj al-akhbār

Machine transcription

صفحه ١٦ سال دوم میشود ولی چه فایده که بنا بر مقتضای خلقت انسانی این هجوم آرزو وقت هایلی و قابیلی را برای انسانها میراث مانده است . و حکم یکی از ضروریات زندگانی مادیهای بشری را گرفته است . در جمیع حیوانات بری و بحری و هوائی چون نظر کرده شود داعاً همین قاعدهٔ نافذ شدن ضعفها و ربودن ها از دست قویها و توانائیها مشاهده میشود . و چون حیات نیز همین قاعدهٔ آکل و ماکول بودن کائناتست . ضعیفها و زبونها زیر هجوم شمرده نمیشود . چرا که آنها نیز لا بد از خود ضعفترا اندر دم شکم پروری میسازند . اما چون انسانها اشرف مخلوقات شمرده میشوند و در هر چیز بر دیگر حیوانها سبقت و اشرفیت دارند می بایست که همدیگر خود شانرا میخوردند . حالا که بنظر بسیار افسوس دیده میشود که این نوع اشرف واکمل از وحشیترین حیوانها نیز خونخوارتر و غدارتر میباشند . از چه قدر زمانهاست که عضو زرنزی همدیگر کر بیته خاك كرهٔ زمین را باخونهای خود شان حبه ساخته اند . در وقت حاضر خاك قطعهٔ روم ایلی حکم انبار خیری خونهای بشری را گرفته است . هیچ یکوجب زمین این سر زمین که اکنون انسان آغشته نشده باشد . بلغاریا با البانیا و اسلام از تجاربه های بسیار دهشتناك خونریزانه عظیمی شمرده میشود . بلغارستان يك حكومت دزدی شمرده میشد که همهٔ روانها رسماً او را به دزدی قبول کرده بودند . و پادشاهان و رقبای اخیره بهترین صنعت شان بود . تقریباً پیش از یازده دوازده سال ( من آل ستون ) نام يك ذفن قاصد امریکائی را که محض برای تمام و مدید کاری فقرا در صوفیا پایتخت بلغار اقامت داشت از سفارتخانهٔ ارقو نتل دولت امریکا که عمده و ده زار ریال امریکائی ندبه نجابتش را طلبیده . و اما مبلغ مذکور را از انقراض این يك مثالیست که نوشتیم . و گرنه بعدها از سکونه شناعتها و بد عهدهای ازین دزدان بروی کار آمده است که اگر به تفصیل آن بپردازیم يك مجلد کتاب نوشتن لازم است . تعجب این است که از سالهای سال دو لتهای بزرگ بوجود همچنین يك حكومت دزد چنان در انوقها که این حکایات من آن ستون در انوقها بزرگ چه مقصد داشت آنرا حالا دانستم که چه مقصود بوده یا ورای همین دیروز میبود را شدید که شیر را برای همین در صوفیا در ما بین شکاریان متفق سر زده ظهور کرده است . صربیا دعوی میکنند که هر کاری که کرده ایم ما کرده ایم . بلغارها میگویند ، من دیگر نیست . در ما بین بلغارها و یونانیا نیز در خصوص سالانيك رقبتها و کشمکشها بر پاست . حتی میگویند که پادشاه یونان نیز به تشویق و تحريك بلفارها بحال رسیده است . کوهها نیز از حمله ها و عنفهای خود جزئی صرفه ببرند . خود مختاری و استقلال البانی که عثمانیان در اعلان کردن در اینک تأمل و تردیدی میکشاند . دولت عثمانیه تلفات عظیمه که بلفارها به آن گرفتار آمده اند گرفتار را شکنند . واقعاً اعمال اگر چه موفق شده اند . ولیکن بفضل خداوندی امید واری کلی داریم که کامیابی آخری نصیب گردد . داخل در عثمانیان جنگ صلح يك چيز طبیعی و لابدیت . و اگر صلح نشود چنان معلوم میشود که صرات آتش جنگ هر ذیارا فرا گیرد . اینهم از امور آشکار است که دولت علیهٔ عثمانیه هیچگاه چنان يك صلحی که موجب کسر شان و شرف شان باشد قبول نخواهند کرد . اگر چه سراسر عثو هلاك هم گردند . بلکه هلاك شدن آنها موجب هلاك بي معظمه هایز خواهد گردید . آدول مظلوم و بیوه شان ماند . کرخون نبرد برنده را تیز کند کامیاب مسرت آور بلفارها در جنالقه به تلفات و ضایعات عظیمهٔ دوچار شده اند يك روزی که هوا بسیار ظلمت آلود بود . وعده و غبار بسیار کثاف آویزی هم آنرا فرا گرفته بود دو عثمانی از مردمان کلان خانه واصیل شهر ( صوفیا ) پایتخت بلغار تشکیل یافته بودند فرصت را غنیمت شمرده . و تاریکی هوا را روپوشی مقصد خود پنداشت . به آرامی و سکوت بسوی استحکامات خاطر حرکت نمودند . و به استحکامات خود را بسیار نزديك رسانیده بودند که دفعةً هوارا گشادگی حاصل شده شمس جهان آرا بشعشعه پاشی آغاز نهاد و عساکر بلغار را با همهٔ هستی شان نمایان ظاهر و عیان گردانید . همهٔ توپخانه های و تفنگهای آتش فشان عساکر ظفر مآثر عثمانی انتهای جهنم آسای خود شان را بر آنها توجه نموده از دو عثمانی مذکور فرد واحد رهائی نیافت . و همه را في النار والسقر کرده اند . لهذا ازین ضایعات عظیمه . که در ادرنا تحویل به آن گرفتار آمده اند را بشدت بر طلب صلح مجبور ساخته است . دیپلوماتهای سیاسی اوروپا احوال بالقان را خیلی از قبل تاريك و معكوس می بینند . ( يك افغان داو طلب ) ( در سفر طغری ) افغان بسیاری که در اطراف و اکناف را کشته بودند خود شان در امر جهاد با برادران عثمانی خود شان داو طلبانه مشارکت ورزیده اند . از آنجمله جعفر خان نامی از دلاوران افغان در عسکر گاه اشقودره با عساکر نظامی عثمانی بچنگ اشتراك ورزیده و مجروح شده بدست کوهسپا اسیر افتاده بود . افغان مذکور میگوید که من از خود خبر بودم . چون بهوش آمدم خود را در لشکر گاه دشمن در يك خيمه يافتم . و چون در وجود خود اظفر کردم تاب و توانائی خودم را بمجادیدم . کلهٔ دشمن چون گوش مرا در ربوده بود از انشب پیشوش شده بودم .

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Sirāj al-akhbār, page 635. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0616/635 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0616/635
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record