Machine transcription
سال دوم شماره ١٦
کشته محبوب خلق تصویرش ذات سامي او ابو البركات
او پروم است مدح او در هند نام و وصفش ببلخ و هم بهرات
دید بلغاریان محرب و را حیدری ضرب و رستمی صدمات
کافی ايطاليان نمايد قتل كاه بلغاريان کند قطعات
گاهی از مربیان شکار کند که زیونان کنند فتوح جهات
در تواریخ شرق و غرب زمین ماند تصویر فرخش بمات
گفت (طوطی) بگلشن کابل رستم روم را همین ابیات
( شادمانیهای اسلاوها )
در پترسبورگ
در پنروزها از مظفریت بالقانیها طرفداران جنس اسلاو شادمانیها و نمایشهای بسیار برجوش و خروشی در پترسبورگ بعمل آوردند و میتینگها تشکیل داده و لوله ها انداختند . حتی در پیش روی سفارتخانه اوستریا که برند مانینگر و حرکت میکنند نمایشهای تجاوز کارانه و نطقهای دلشکنانه بیان کرده بودند . لهذا دولت روس عاقبت اندیشی کرده برای اینگونه نمایتها سد ممانعت کشیده است . و از طرف نظارت پولیس اعلانها و بیاننامه ها نشر گردیده که اگر بعد ازین کسی اینگونه نمایشهای هیجان آور اجرا کند بشدت جزا داده خواهند شد .
( جمعیت هلال احمر عثمانی )
برای رفیق محترم ما اخبار ( کامرید ) مینویسند :
و صاحب من ! از چند مدیست که بعضی خبرها شایع میشود که گویا جمعت هلال احمر استانبول از طرف نصاراها اداره میشود . حقیقت این مسئله را از قونسلوس عثمانی مقیم بمبئی استفسار کرده بودم . جوابی که قونسول مشارالیه لطفاً فرستاده اند برای شما ارسال کردم . هر گاه در اخبار محترم خودتان درج نمائید موجب فائده است . از رامپور مخلص شما قرشاه خان
مبلی ۱۸ فروری
عزيز صاحب من ! – بجواب مكتوب شما حقیقت را بیان کرده کسب فخر مینمایم : جمعیت هلال احمر عثمانی از طرف مأمورین حکومت بيك اراده مخصوصه تشکل کرده است . ارکان اداره از میان اعضای جمعیت انتخاب و معین شده است که همه شان مسلمه است . خبرها شیکه بر خلاف این گرفته اید قطعیاً راست نیست .
مخلص شما
جعفر ، جنرال قونسول عثمانی
( سراج الاخبار افغانته )
مقصد از نشر کردن اینچنین خبرها این است که در میان مسلمانها ترددها و شبهه ها بر انگیزانند . و مددکاری و معاونت مسلمانها را به برادران عثمانی شان سکته دار نمایند . قاتل الله غرض .
ر خود نفرین خواندم که این چه قدر بی جگری بود که بيك کوش های دادن از خود در گذشته ام . اما چه چاره قسمت همچنین بود . درین اثنا يك افسر ماینکرویی که تفنگچه بدست داشت در خیمه داخل شده و تفنگچه را بر من راست کرده گفت : ای بد بخت زود راست بگو که در تارا پوش نام موقع تعداد عسکر شما چقدر است ؟ با خود گفتم ای جعفر وقت فرصت فوت کردن نیست . از اسارت دست کفر مرد برایت اولتر است . جرءات لازم . پس بچالاکی هر چه تمامتر چنان يك مشت محکمی بر شقیقه اش حواله کردم که افسر بد کیر از شدت آن بر زمین غلطید . هماندم تفنگچه اش را ربوده به بیرون جهیدم بهره دار تا میخواست مرا بگیرد بيك كله بر زمینش انداختم . اسب افسر در انجا ایستاده بود بلا توقف بادر رکاب گذاشته بتاختم . سواران دشمن مرا تعقیب نمودند . و از هر هر طرف بر من فیر میشد . ولی چون اجلم نرسیده بود هیچ یکی بر جانم نرسید . اسب افسر مگر خیلی دوند يك اسپی بود . سواران عقب گیرنده مرا خیلی پس انداخت ولی يك سوار من نزديك رسیده بود . و کم مانده بود که نوك نیزه اش پشتم را بشکافه . لهذا يك كله تفنگچه را برو فیر کردم کله بر پیشانی اسبش بر خورده برزمین غلطید . بعد از ده دقیقه آوازهای دلنواز موزیکه عسکری عثمانی بکوشم خورده دلم را يك جان تازه پیداشد . تا آنکه بعسكر اسلام رسیدم ، و مظهر شا باشها و تحسینها گردیدم .
جناب انور بيك
( قهرمان شجاعت نشان دولت عليه عثمانيه )
در وصف انور بيك
کلام جناب ملاطوطی افغانی که
فاتح و ناصر و خجسته صفات حسن اسلامیان و حسن نجات
عزت افزای روم انور بیک صانه الله عن شر الآفات
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
