BrowseSirāj al-akhbār → page 614

Page 614

Sirāj al-akhbār · pages 1–1787


Page image — the source of record

Scanned page 614 of Sirāj al-akhbār

Machine transcription

سال دوم شماره ۱۵ ۳ همه کان را به نشستن و ساعت تیری آزادانه امر و اجازه میفرمایند . بعد ازین امر و اجازه همایونی اهل محفل در هر طرف آزادانه بکردش و نشستن ، و خوردن ، و نوشیدن ، و بازی ، وصحبت مشغول می شوند . و مراسم تکلفات قیام ها و احترامهای رسمی از میان بر می خیزد . حتی اگر ذات اعلیحضرت شاهانه در پیش یکی از اهل محفل نزديك شده به تلطفات و نوازشات شاهانه شان تلطف فرمایند آنشخص را اجازه قیام اصلا نمیباشد . در وقت طعام میزهای بسیار مکمل طعام در مواضع مناسب ترتیب می یابد . و چون زنك طعام نواخته شود همه کان بر خوان نعمت الوان اعلیحضرت بادشاه ذى لطف و احسان خود شان جمع می آیند . بر میز حضور اعلیحضرت همایونی همان ذوات گرامی که به عنوان ( اهل میز حضور ) شرف سرفرازی دارند گرد می آیند . طعام بيك شطارت و مسرت فوق العاده به انجام میرسد بعد از صرف طعام باز تا به آخر شب محفل انس دوام ورزيده ليلهٔ جشن مسعوده ختام می یابد . ان رقم جشنها و دربارهای که در عصر ترقي‌عصر بادشاه حقايق آگاه ما اعلیحضرت ( سراج الملة والدین ) مد الله ظله في العالمین بوقوع می آید از چنان آثار تمدن آثار شعشعه نثاری شمرده می شود که همه درخشنده‌گیهای ترقیات حاضره را بتمامها حاوی و جامع میباشد . از درگاه خالق عظيم الشان كون ومكان تضرع و نیاز میکنیم که وجود مسعود بهبود قدسیت آمود این بادشاه ترقی خواه با انتباه معظم محبوب القلوب مارا تا سالهای بیشماری بر اریکه پیرای سلطنت سنيه اسلامیه افغانیه بدارد تا بسایهٔ مرحمت پیرایهٔ شاهانهٔ شان ملت ووطن مقدس ما برفيع معارج ترقی ها و آگاهیها و بیداریها عروج نماید آمین . ( قصیده تهنیت ) شب دوشین نهادم سر ببالین که بالین سنك بهتر بي نكارين خیال خوابم اندر سرکه بربود خیال یارم از سر خواب شیرین هنوزم با خیالش بود پیوند جدا از خوابم این چشم جهان بین که آمد ناگهان آن شوخ طناز که آمد بی‌خبر آن سرو سیمین پیاله بدست از ناز و گفتا که آه ای بی‌خبر برخیز و بنشین نمیدانی که فردا جشن شاهیست که گردد شادمان دلهای غمگین كدامين جشن جشن مولد شاه که باشد فرحت افزا عشرت آگین مبارك جشن مولودی که باشد مسرت توامان و عيش تضمين شود بازار و کوی آینه بندان بیاید از چراغان شهر تزئین چراغ و کاره مهتاب شب جشن زنند آتش بجان ماه و پروین چراغان میشود همچشم انجم زمین را آسمان گویم پس از این چراغ برقی رخشنده کوئی که خورشید آمد از بالا بیایین روان از هر دکان باید گذشتن که دل از کف رباید لعبت چین زهای و هوی مردم شهر پرشور که يارب تا جهان این جشن رنگین زین از چنك و طنبور بلند از هر دکانی شور شیرین بود فونوگرافی هر طرف كوك یا بنگر که گویا گشته ماشین گهی از شعر رنگین نغمه پرداز گهی ذکرش بود طه و یٰسین بهر سوی گران قولی تواسنج نوا زد نغمهٔ پاریس و بر لین چگویم حرف این گویای خاموش که او از هر زبانی شد سخن چین چگویم وصف این كنك سخنگوی که باشد بی سخن شایان تحسين چگویم بعد از ین زین جشن دلکش که کس یادش نداد از عهد پیشین چو اینها گفت گفتم ای شکر لب جواب اینها گفت گفتم ای نگارین نباید خفت امشب تا سحر گاه باید گفت زیبا شعر رنگین بمدح بادشاه جود گستر بوصف شهر یار عدل آئین سر شاهان مدار ملك و دولت شه دوران سراج ملت و دین بي ياجوج کفر از بهر اسلام بود رای رزینش سد روئین چوخشم او نمايد چين ابرو قد از بیم قهرش لرزه در چین دریغ از تیغ او دارد چرا جان بجان دشمن او باد نفرین

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Sirāj al-akhbār, page 614. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0616/614 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0616/614
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record