Machine transcription
صفحه ۹
غبار سم
غزل
بگذشت و رفت
وقت شعر و شاعری بگذشت در رفت
وقت سحر و ساحری بگذشت در رفت
وقت اقدام است و سعی و جد و جهد
غفلت و تن پروری بگذشت در رفت
عصر عصر موتر و ریل است برق)
گامهای اشتری بگذشت در رفت
کیمیا از جمله اشیا بر کشد
وقت اکسیر آوری بگذشت در رفت
فن عفریت سپید، صنعت پری
قصه دیو و پری بگذشت وقت
تلگراف آرد خبر را از شرق و غرب
قاصد و نامه بری بگذشت در رفت
سیم آهن در سخن آمد ز برق
تیلفون بشنو، کری بگذشت در رفت
کوہها سوراخ و بحر آبگیر شد
جانشینی را گبری بگذشت و رفت
شد ہوا جولانگه نوع بشر
رشک بیبال و پری بگذشت در رفت
گفت (محمود) این سخن را در رفت
سستی کن تنبلی گری بگذشت و رفت
انسان به آن محتاج است بجز توسل به تحصیل معارف و صنایع دگر هیچ چاره نیامد. در هیچ وقت، و هیچ جا برای هیچ قوم، و هیچ ملت بجز سلوک طریقهٔ علم و معرفت، و بدست آوردن جوهر گران بهای هنر و صنعت ترقی ابرتری و عزت و توانگری حاصل نشده و نخواهد شد. اینهمه ترقیات و انتظاماتیکه در عالم مدنیت بروی کار آمده، و اینهمه اختراعات محیر العقولی که کرهٔ زمین را به رخشیدن آورده آیا بجز نور نير درخشان آفتاب عالمتاب علم و عرفان دگر چه چیز است؟
هنر و صنعت، نيرو است، اتحاد و پیوستگیست که در پیش بروبروی آن هیچ چیزی مقاومت و توانائی نتواند. و چنان یک قوت (مثبت) و (منفی) الکتريکی یعنی (برقی) ایست که در پیش پرقوت خارق العادة او کلمهٔ (غیر ممکن) از صفحهٔ دیوانچهٔ کائنات پاک و محو میشود! علم و عرفانست که انسانرا بر بحر و بر بر خشک و تر، بر انسان و حیوان بر جنگل و کان حاکم و مسلط می سازد، فقد علم و معرفت، جهل و غباوت است که انسان را ذلیل، حقیر، سفیل فقیر میگرداند.
— علم چیست؟
— دانائی!
— معرفت چیست؟
— شناسائی!
تا دانا نشوی نه خود را می شناسی نه خدا را!
تا شناسا نشوی نه خیر خود را می اندیشی و نه شر را!
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
