Machine transcription
صحیفه ۱۰ شماره ۹ سال دوم
نموده اند آغاز نهم کتابها تدوین نمودن لازم می آید . و هم چه حاجت ما چون مسلماً نیم و کتاب مبین ما نیز هم چنین ناطق است محقق میدانیم که انسان خلقتاً انسان خلق شده است و از يك زوج وزوجه كه حضرت آدم علیه السلام و حوا علیها السلام باشند ذریتها و سلاله های بشر بوجود آمده است .
ازین کیفیت انیهم به ثبوت میرسد که این همه زبانهای مختلفۀ متنوعۀ بنی بشر که امروزه روز در میان انسانهای ساکنان کرۀ زمین متداول است در اصل ابتدا يك زبان بوده ، و هر انقدر که افزونی گرفته اند ، و بر قبیله ها و طایفه ها ، و جنسها ، و رنگها تقسیم و تفریق شده اند اختلاف السنه ورنك ، و چهره ، و عادات ، و طبایع شان نیز بوقوع آمده است . لهذا پیش از آنکه از مبحث لسان بحث رانیم بکقدری اگر از تقسیم ، وسلاسل بشر بیان نمائیم برای اصل موضوع بحث خود يك زمين موافق و مساعدتری حاضر کرده خواهیم بود :
( تقسیم ابنای بشر )
مقصد ما از تقسیم بنی بشر این است که بکندری تحقیق و تدقیق نمائیم که همه طایفه ها و قبیله های که از نوع بشر در دنیا موجوداند آیا با همدیگر تا چه درجه نزدیکی و قرابت دارند ، و کدام کدام طایفه ها نسبت شان بيك جد ، قریب الاحتمالستر می آید؟ و در این خصوص این چند چیز را ملاحضه باید کرد .
۱ - ( خاصه های جسمانی ) - مثلا : رنگ پوست هئیت موی قدو اندام .
ب - (زبان) ، مثلا : مشابهت کلمه های يك چند قوم بیکدیگر شان، و مشابهت ترکیب اجزای کلام شان .
ج - ( افسانه های کهنه پیره زنان ) - مثلا : افسانه ها و بعضى قال بنیها ، و بعضی اعتقادهای خرافت آلود و غیره .
د - ( آثار عتیقه ) . مثلا : سنگهای کنده شده ، بعضی هیکلها و مجسمه ها ، بناهای قدیمه ، قبرها ، سلاحها ، اوانی که از زیر خاکها ظهور کند .
این است که هر انقدر در ین چیزها در مابین اقوام و قبایل نزدیکی و مشابهت باشد معلوم میشود که آن قومها و قبیله ها بيك جد منسوب میباشند . با وجود این هم از روی تمام صحت برین حکم نمیشود که سلسله ها و انسبای مختلفۀ بنی بشر در کجا ، و چه وقت ، و چگونه بظهور آمده اند . زیرا هیچ يك سلسله نیست که کم و بیش به آن سلسلۀ دیگر آمیخته نشده باشد . باز هم ( حکمای تاریخ طبیعی ) بسیار تحقیق و تدقیق بعمل آورده نظر بخصایص جسمانی قومهای مختلفه، تقسیم اقوام بنی بشر را بر پنج سلسله نموده اند .
۱ - سلسلۀ کافکاسی - ۲ - سلسلۀ مغولی - ۳ - سلسلۀ زنجی - ٤ - سلسلۀ مالائی - ٥ - سلسلۀ امریکی که
ما درینها از دیگر سلسله ها بحث نمیرانیم، زیرا در کتابهای جغرافیا مفصل از آن بحث شده است. بلکه تنها برای حاضر کردن ( مبحث لسان ) از يك سلسله ( کافکاسی ) و باز در سلسلۀ کافکاسی تنها از شعبۀ ( آریان ) آن بحث میرانیم :
( سلسلۀ کافکاسی )
این سلسله بسفیدی پوست ، و مو های صاف ، و پاتا نخورده و چهرۀ بیضوی ، و کشیده گی بینی ، و دندانهای عمودی ، و خوش ترکیبی قامت و اندام ، و چابکی حرکت از دیگر سلسله ها تفریق و تمیز می یابد .
این سلسله در جهت جنوب غربی آسیا و جهت شمالی افریقا . و اکثر اوروپا ، و درین اواخر در يك قسم بزرك امريكای جنوبی و شمالی ، و نیز در اوقات اخیره در بسیار جاهای اوسترالیا توطن کرده صاحب روی زمین شده اند : زیرا قو مهایی که متمدن ترین دنیا و صاحبان تاریخ مهم میباشند از همین سلسله بظهور آمده اند . ازین سبب این سلسله را فعال - یعنی ( بسیار کارکن ) و دیگر قومهایی را که تا بحال وحشی و یا نیم مدنی مانده اند مهمل - یعنی ( اهمال کننده ) گفته اند .
وطن اصلی سلسلۀ کافکاسی در سمت غربی کوههای هیمالایا که بلند ترین کوههای دنیاست ، نزدیک به کوههای هندوکش در يك جایی بوده است . و از اینجا شعبه شعبه شده از دامانهای همان کوهپایه اطراف دنیا پراکنده شده اند که ما از دیگر شعبه های آن بحث نرانده تنها از شعبۀ آریان آن بیان میکنیم :
( شعبۀ آریان )
قومهائیکه بشعبۀ آریان منسوبند از نسل قوم ( آریا ) ی قدیم هستند که قبل از اطلاع تاریخ هنوز در جوار کوههای ( هندو کوش ) ساکن بودند . همه قبیله های اوروپا - بغیر از اقوامی که بسلسلۀ مغولیه در اوروپا منسوبند - و همه ایران ، و افغانستان ، و هندستان به این شعبه شامل میباشند . شعبۀ آریان سلسلۀ کافکاسی را در اصطلاح اوروپا ( هندو جرمانيك ) میگویند . اگر چه در خصوص احوال قدیم اساسی نشأت و توطن ( آریان ) هيچ يك معلومات حقیقی بدست ارباب فن نیست ولی بنا بر تتبعات و تدقیقات عمیقه که از طرف ارباب این فن اجرا شده ثابت کردیده است که جرمی ، وکلت ، و هندی و افغانی ، و ایرانی ، از نسل شعبۀ آریان سلسلۀ کافکاسی میباشند که این مسئله از شهادت زبانهای شان اثبات میشود . حالا چون به این جدول ذیل نظر فرمایند تا بدرجه مشابهت زبانها را برای العین مشاهده خواهند فرمود :
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
