Machine transcription
صفحه ۱۱ سال دوم شماره ۹
۩ زبان افغانی ۩
از بیانهایی که در بالا بحث راندیم معلوم شد که اصل بسیاری از اقوام شرق و غرب از سلالهٔ شعبهٔ آریان سلسلهٔ جنس کافکاسی میباشند. و اصل منشأ شعبهٔ آریان و محل سکنای شان جبال هندوکش و اطراف آنست که از انجا فرقه های مختلفه تشکیل داده و به اطراف و اکناف عالم پراکنده شده قومها و ملل مختلفه را بوجود آورده است. در باب این انتشار و مهاجرتها نیز کتب فنیهٔ علم انساب بشر چنین بیان میکنند :
۱- گرچه اين يك را هيچ كس تعيين كرده نميتواند كه قوم آريا به كدام زمانه و بچه سبب بر فرقه ها جدا شده و بعضی از آنها به اوروپا و بعضی از آنها به ايران و هندستان چه وقت هجرت كرده اند اما اغلب احتمالات و اصح قیاسات چنان نشان میدهد که هجرت فرقه های آریان از قرار ذیل شده باشد :
۱- نخستین فرقه که از قوم آریا از طرفهای کوههای هندوکش جدا شده اند فرقهٔ (کلت) هاست که اجداد قومهای ایرلندیان و مردمان نال و بره تونهای فرانس میباشند کلتها از ساحل شرقی بحر خزر بشمال و از انجا یکسر بسوی غرب رفته به اوروپای وسطی رسیده اند !
۲- فرقهٔ دوم از جهت جنوب سلسلهٔ کوههای قافقاس گذشته و بعد از انکه در سواحل دریای جه وندیک و بحر سیاه بسیار گردش کرده اند در شبه جزیرهٔ یونان و ایتالیا توطن ورزیده اند این فرقه یونانیها و رومانهای قدیم را تشکیل داده بر دو حصه جدا شده اند که با جمله قومهائی که درین وقت آنرا (رومانيك) میگویند یعنی با اجداد قومهای فرانسیس و ایتالیان و اسپانیول و غیره آمیخته یکجا شده اند !
۳- سوم فرقهٔ آریان که هجرت کرده اند قوم (جرمانيك) است که از راه کانها به اوروپای وسطی و شمالی رفته و کلتها را که پیش از آنها در انجا متمکن شده بودند از انجا بسواحل غربی اوروپا و جزیره های بحر محیط اتلانتيك طرد و دفع کرده اند جرمنها انگلیزها دانمركها فلمنكها سويدن نارويها بسی که از نسل این فرقهٔ سوم مهاجرین آریان میباشند (قومهای جرمانيك) گفته میشوند !
۴- فرقهٔ چهارم مهاجرین اقوام آریان قوم (صلاو) است که این قوم در صحراها و دشتهای بزرگ اوروپای شرقی سکونت پذیر گشتند روسها المها زجها، وسكنهٔ يك قدم بزرك شبه جزيرهٔ بلقان كه در طرف جنوب شهر (طونه) میباشند نسل این فرقهٔ چهارم هستند!
۵- فرقهٔ (زند) است که قوم ایران قدیم و کردها و ارمنیها و بلوچیها از نسل قوم زند میباشند !
۶- آخرترین اقوام آریا که در وطن اصلی خود مانده بودند بجز يك مقدار کمی که در همان وطن باقی ماندند دیگر همه شان بسوی شرق جنوبی وطن خود هجرت نمودند و از نهر ابتدوس پنجاب عبور
| (جدول زبانها) | افغانی | فارسی | کردی | ارمنی | رومی | لاتینی |
|---|---|---|---|---|---|---|
| | پلار | پدر | باو | هایر | پاتر | پاتر |
| | مور | مادر | دا | مایر | ماتر | ماتر |
| | ورور | برادر | برا | یغپایر | فراتر | فراتر |
| | خور | خواهر | خو | کویر | سورور | سورور |
| | لور | دختر | دوت | دوستر | | |
| | نوم | نام | انون | انون | نومن | نومن |
| | شپږ | شش | وش | هکس | سکس | سکس |
| | اوه | هفت | یوت | هپتا | سپتم | سپتم |
| | نه | نه | این | انیا | نووم | نووم |
| | لس | ده | تاسن | دکا | دکم | دکم |
اگرچه غیرازین نیز بسی مثالها هست ولی ما بهمین قدر در يك جدول اکتفا نمودیم. ازین معلوم میشود که این قومها با وجودیکه از همدیگر خیلی دور افتاده اند، و در مابین شان هیچ علاقهٔ تجارتی و حرب نیز موجود نبوده باز هم این چنین کلمه های مشترك که هم بلفظ و هم بمعنا با هم بيك اندازه تحریفی مشابهت میرساند، و هم این که این کلمات از کلماتیست که در ابتدا به آن تکلم میشود آیا از چه سبب خواهد بود؟ هیچ شبهه نیست که اجداد قومهای مذکور در یکوقتی تنها يك دانه قوم بودند و بعد ازان فرقه ها و شعبه هائی که به این طرف و آنطرف رفته اند جدا جدا قومها شده اند و این مشابهت کلمه های ابتدایی همه گی از اثر میراث قوم آریاست که اجداد این قومها شمرده میشود و تنها يك قوم بود که اصل منشأ و مبداء آن قوم هم اطراف جبال (هندوکش) نشان داده شده است.
ما این سخنانرا از کتابهای معتبر این فن در اینجا درج نمودیم این روایات اگرچه بر حقایق تاریخیه مستند نیست زیرا قبل از ایجاد تاریخ و تحریر چیزها نیست که بر استدلالات و تتبعات عمیقهٔ فکریه بنا یافته است، احتمال دارد که چنین نباشد! اما اگر کیفیت همچنین باشد که ما از کتابها نقل کردیم آیا که انکار کرده میتواند که جبال هندوکش در (افغانستان) نیست و که میتواند که بگوید اجداد اصلی اقوام مذکور (افغان) نیست؟ ...
مقصد اصلی ما از (مبحث زبان) این است که یکقدری از زبان افغانی بحث برانیم چونکه ازین زبان نسبت زبانهای دیگر خیلی کم بحث بمیان آمده است و بسبب محدود بودن آن در خود افغانستان با دیگر زبانها تا بسیار وقتها کمتر آمیخته شده است و قواعد اصلی خود را تماماً محافظه کرده آمده است
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
