Machine transcription
صفحه ۷ نمبر ۲۳
مقالهٔ مخصوصه
معارف — مکتبها
دو نهادیکه مشکل حکومت باین بسته شده، و بر دوایر (بقرار قاعدهٔ تقسیم اعمال) تقسیم گردیده و هر یک شان که در زیر نظارت یک وزیر مستقل است یکی از ارکان مهمهٔ دولت شان شمرده میشود. مثلاً چنانچه وزیر دایرهٔ امور داخلی بر همه امور داخلیهٔ مملکت دیده بانی و نگرانی میکند و بر امورات جزوی و کلیه بموجب نظامات و قوانین موضوعه اش اجراءات بکار می برده و از جمله امور داخلیه مسئول میباشد همچنان وزیر امور معارف نیز بر همه امورات که تعلم و معرفت دولت و تعمیم آن بر اهالی مملکت متعلق باشد دیده بانی و نگرانی مینماید و مکتبهای دولتی و اهلیه را تأسیس و بنیاد می بدهد. همه مطبوعات و مطبعه ها ئیکه در مملکت بنیاد می یابد، و همه آثار ملی یا شیکه از ان بعرض انتشار در می آید در تحت نظارت ادارهٔ معارف میباشد. مجلس بزرگ عمومی معارف در نفس پایتختها بوده و در تمام ولایتها اداره ها و شعبه ها و پروگرام های مکتبها که به اصطلاح هندوستان نصاب میگویند از طرف مجلس معارف پایتخت نظر بحال و احوال هر ولایت ساخته میشود. هیچ مکتب یا مطبعه، یا تالیفات بغیر از اجازهٔ رسمی ادارهٔ معارف باز و بنیاد و نشر نمیشود. حتی در بعضی مملکتها بیا تر تا و او په را ما نیز در زیر نظارت معارف میباشد. مجلس معارف بر ضرورت و جهتها ی سیاسی دولت و احتیاجات اساسی مملکت دانائی مملکت را دیده از روی انها نقرار پروگرامها برای مکتبهای عمومی خود وضع میکند. مثلاً مجلس معارف دولت فخیمه (بریتانیا) پروگرام که برای مکتبهای مستعمرات سه قطعه (اوسترالیا) و یا (کنا دا) و یا (افریقای جنوبی) خود وضع کرده است هیچگاه با پروگرام مکتبهای لندن آنها تطبیق نمی شود. زیرا در مستعمرات و مشتملات خود پولتیک دولت شان
هوگا، چنین اقتضا میکند که اهالی اینچنین حریت و حاکمیت و ملکیت، دمیت خود شانرا بیاموزند بلکه به آنها قطعی باید بیاموزند که عدم آزادی و تابعیت و محکومیت را به آنها گوارا ساخته تعلیم یافته بسازند.
از زبان یک سیاح فرانسوی در یک کتابی دیدم که نوشته بود: «او را دسترالیا سیاحت میکردم، از قریه براه جنگل بیک قریه میرفتم، در اثنای همان راه در پای یک درختی یک بچه مردمان بومی خود استرالیا را دیدم که بخواب رفته بود، از مجلسی که پیشش بوده و تختهٔ مشق سلیتی که در پیشش بود معلوم شد که از شاگردان مکتب است. در دل خود با چنین تقدیر و تحسینی در حق انگلیز ها پروا میدادم که آثار علم و معرفت به اینچنین جاها وحشی و دهشت انگیزی انتشار داده اند. برای این اندیشه افتادم، صبر و تأنی کردم تا بچه بیدار شود و بدانم که در کجا چه سبق میخواند. بعد از اندکی به این آرزوی خود نایل شدم. طفل از خواب برخواست. و زود بر پا خواسته میخواست براه بیفتد که به او نزدیک شده بر زبان ملفوظ پرسیدم که:»
— آیا شما شاگردان این مکتب هستید؟
— بلی !
— سبق شما چیست؟
— جغرافیا.
— ماشاءالله! آخرین! آیا دنیا چند قطعه است؟ شاگرد — از پنج قطعه بودن و بنیاد نامها آنها مکمل بحث راند. بسیار خشنود شدم، و چون پرسیدیم که: «آیا در اوروپا چند حکومت موجود است؟» شاگرد بسوی من حیران حیران نظر کرده گفت: «ازین سوال شما چیزی نفهمیدم، من در دنیا یک حکومت می شناسم که آنهم حکومت انگلیس است.»
گفتم — آیا فرانسه، جرمن، روسی غیره را نمی شناسید؟
گفت — چرا نمی شناسم، آنها هر یک بیک ایالتیست از دولت انگلیز.
پس ازین محاوره دانستم که سخن در کجاست، و مقصد شان چه ها و چهاست !..»
این است یک مثالی در باب پروگرامهای مکتبهائی که از طرف پی بلیک انسترکشن بنے
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
