Machine transcription
نمبر ۲۱
صفحه ۷
روايت
سردار خدا داد خان معرفى اعداد نموده و قباحت اعمال خود و پسران غم سردار موصوف حمل نموده و در گوشمالى دادن آنها و باز شده جمع آورى خيال و تهيه نموده محمد خان نام با يک شتر چا در بها نوشته است. از روش حال چنين معلوم ميشود که انشاء الله در ما بين اين دو دولت اسلام هيچگونه منازعه و مناقشه که موجب دل سردى و آزردگى شود روندهد و دولت عليه ايران متجاوزين سرحد هاى خود را گوشمالى و تنبيهات لازمه داده به احسن وجوه نايله واقعه مرفوع گردد. اگر چنين نشود هيچ مشبوه نيست که مسئله به تحديد خداداد فضلى ميانه شد فيمابين منجر گردد. درينوقت بهمين قدر معلومات اكتفا ورزيده انشاء الله در ثانى صورت بعضى مکاتيب مهمه را بدست آورده براى شما خواهم فرستاد. باقى هميشه برات باشند و السلام)
نے ۲۸ جمادى الاخر نامه نگار مخصوص شما از هرات )
مص
اما از شان اميرى شان زيرا حوال عالم باز در دو ماه قبل غيرت و در انجاک بليغ در اعلاى شان کلمه هاى دوستاره هاى ما بين شده است. چنانچه ارشاد هاى سابق ما مفصل نوشته شد که درين وقت جهان نصيحت را است الفطرت است. سراج الملة والدين با بادشاه معظم ما حالا درينجا نقل و صورت نامه نامى را که از حضرت پادشاه جنود مقدس ما را در بندر دى عالم اسلامى تاج سرورى بخشيده اند. ارسال داشته ايم مى آيد که از حضرت پادشاه معظم خود ما که براى جناب مستطاب فخامت مآب (سعيد پاشا) ارسال داشته اند. نظر بدولت قلب و ترجمه و هر يک از اطراف دارد. اين ماهوار تهيه مى صادق صورت تجارى آنها را يک تقريرى بدست آورده ايم توانسته ايم محض براى اطلاع بيشتر کاتبين کرام خود درج صحيفه افتخار مى نمائيم :
نقل و صورت
ملا نامه نامى ذات المحضرت سراج الملة والدين با فخامت باب سعيد پاشا دوست عزيز مهربان ما جناب محمد سيد پاشا صدر اعظم دولت عليه عثمانيه زاد الله تعالى قدره – مکتوب محبت اسلوب آن عزيز مهربان که مورخ ۲۷ شهر ذى الحجة الحرام ۱۳۲۹ هجرى قدسى نبوى صلى الله عليه وسلم که متضمن بر اداى شکريه منجانب جماعه آواره رسيدگان بيخانمان استانبول بود بدست اين دوست از اسلام و اهل اسلام بر وجه پيوست از شکريه آنها خورسندى خاطر حاصل نموده حضرت بارى تعالى جل و علا شانه را شکر گذاريم که مبلغ اکنون مينويسم که نيازمند درگاه حضرت ذوالجلاليم و همچنين بدرجه نيست که از يا بسرت شان دل شاد و بحسرت شان غمناک ميشوم. بايد چندى قبل ازين از مطالعه اخبارات متواليه استقدام شده که از دست برد ايطاليان بر ساکنان طرابلس غرب بدولت عليه عثمانى انواع مصيبت ها که از استماع اين ماجرا جوش دختر و شبکه پروانه ما از درگاه ايزد متعال تظلم رابطه اتحاد دولتهاى اسلاميه را منزل من جا گرفته کيفيت و حقيقت آن از اينجا بين چه از خطوط تلغرافيه افغانيه مستحکم شده باشند که تاثير آن تا فيصدى مهم مذکور باقى در خاطر خواهد بود بنابران در مقام همدردى بر آمده بستر رشته وجه اتحاد و اتفاق خاطر محزونين و دست کشى از قيام بمشهد اين صالحين فرا بلس غرب کوشش بکار برده کتابچه هاى مستعد و براى اهالى افغانستان ارسال فرموده شد که بقدس حوصله و طاقت خوشى در رضاى همت خود درين مرحله اعاده حقوق شناسى و عدالت پرورى که اين حقوق و مطالبات آدمى بنمايند خدا نخواهد انتظام اين سررشته را اهالى افغانستان با نهايت رغبت تام مى نمايند چون وسعت آباد صفحات افغانستان الحمد لله تعالى وسيع است لا محاله در فراهم آمدن وجه اعانه مذکوره فى الجمله منظم بهم خواهد رسيد فعلا مبلغ ششصدها و غيره انگليسى فراهم شده و اين مبلغ را نيز به خاطر مجروحين و ايتام شهداى صالحين اينجا بذريعه محبت بيان جعفر بے قونسل دولت عليه عثمانيه مقيم بمبئى حضور آن عزيز مهربان فرستاده شد انشاء الله تعالى بعد ازين هم هر قدر مبالغى که فراهم شود فرستاده خواهد شد زياده از مرحمت الهى خيريت است.
فقط فى ۲۸ شهر ربيع الثانى سنه ۱۳۳۰
دولتين عليين عثمانية وافغانية
قوت اسلاميه که بسيار جهت با وضع سياستها و طرز مناسبات و تعلقات مستند اخوت دينى و معنوى و هم اسلامى داشت از بالاى اين ساخت که دون معلم اوروپائى نا حق شناسى علم و هشت فصل نوشته ميشد که اين حقوق و مطالبات آدمى بنمايند و ما نيز به عالم اسلامى از دير متصد اين حقوق شناسى و ديگر حرکات پنهانى شان عالم اسلامى را بر حسب حقايق و دقايق بيدار و هوشيار ساخته بعد تحرير خود شان ديدند که آيا اين چه حال است؟ و اين چه حرکت بود و اين چه واقعه بود؟ که موجب غفلت خود را درين وقت دانسته بودند که هر که باين سو نظرى کند و يا کمکى برساند و يا اصلا زبانى کشايد و يا فغانى کند و يا آهى کشد و يا بيغيرتى و ناجوانمردى بزرگى مى شمارد. ديدن و ايثار و مددگارى بر اين افتادگان ممنوع و همجنس خود اساس وضع کرده است. بر خلاف ديگر تمدنها که قوت و زور و تعصب پرستى خود را بر حقوق و وجهه عدالت بر ترسيد انند. ! ولى حاصل اين وقوف و تنبهات اخيره موجب يک يقظه و آگاهى عظيم مسلمانان گرديده واجب شمرد که هر گاه يک برادر يک برادر ديگر خود را محکوم قتل چند و چند کردن اعضاى آن مشغول يا بد و بدونه زمانى دادن او را دسترس نداشته باشد به يک کلمات سختى تعيين و يا بيک نظره الى بدان برادر خوده در سايه نديدن را از واجبات انسانيت مى شمرد. و بر انسان آن عمل او را در دايره احکام و قوانين انسانيت و شرافت است. اين تأثرات و اين تحسنات بود که قلب مبارک ذات اعليحضرت پادشاه بزرگ مستقل و ملت اسلاميه افغانستان در تأثر و مضطرب نمود. يک خلق بسيار موثر و حساسى که براى افغانستان مردمان فرمودند.
[ موضع دستخط اعلي
[TRUNCATED—MAX_TOKENS]
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
