Machine transcription
صفحه ۱۳
مبر ۱۷
از توپ من مترسید - و از تفنگ بن مترسید و از شمشیر من مترسید و بیزاران شکر و سپاس بید و قیاس مالک الملکی را که امید و
اما از نیت من بترسید که نیت من بر همه شما بخیر است لاغیر بارینی که در جهان اوقات در دل خلوصیت منزل یافته بودم بوجه احسن بظهور
سلسله کلام سلطنت انتظام با این مقام رسید که فرمودند در افخانه رسید - دینک خالی که در خاطر صداقت معطفا هر خود شناخته بودم
یمی خواهد با باهاتی که من عاقلم و دیگری خواهد گفت که من حساب دان و بطریق الحمل و اجمل جلوه نماد جهان آرا گردید - و حضرت پادشاه
هنرمندم و دیگری خواهد گفت که من عالم - در دفع این خیالات اسلام پناه زمان حال بر اریکه سلطنت و جلال قدم گذاشته فرخ بهر
تسلیم به امر عالم غیب و عالم بالا سزاوار و اولی است تا خطره فایده و فرخنده مال در ترقی و آرامی رعایا و برایا ساعی و جاهدند
اعتراض به حکم غیبی و امر لاریبی در خاطر با نگردد جا
را بر ندی عاشق فضول عی کند که اعتراض بر اسرار علم غیب کننده خاص و عام است (۱) اینکه مقارن جلوس سیمنت ما نویس خود مبالغ
شباب ادی یمین گہی رسید مراد که چند سال بجان یا مست شعر نیست عظیمہ باقیات مالیات سنوات گذشته که از عهد خاقان مرحوم
بقدرسی میان روپیہ کا بلی ۳۰۰۰۰۰۰۰ ) که مساوی یک ملیان
اکنون این فقیر تقصیر ترین نیست این پادشاه اسلام پناه
اوقات ابتدا
و افسر
روشن ضمیر دیانت تخمیر یک دلیل اگه خود دیده ام و بگوش خود شنیده (۱۰۰۰۰۰۰ ) طلای انگریزی میشود کا بیش بر دمند رها با ما نیش
در خاطر ضعیف خود اندیشیده ام بخدمت قاریان کرام بیان بینی بود آنچه با علی را برای عموم های جمهور را با بخش شاهانه و آخرین لوکانه فرموده عموم رعایا و برایای افغانستان از این تکلیف مشاق
ثانیا دلائلی که بر خوش نیتی این پادشاه اسلام پناه گوش زدخان و متحمل مشقت ما لا طاق بیا سودند (۲) بر ما همواره تنخواه و نواب
و عام است بقلم شکافته زبان می نگارم .
ربع ، هوا رو رابرا هر فرد از سپار ت سات اور امین یا رب
اما دلیلی که خود دیده و شنیده ام آنکه در سنوات ساره
ابتدا جلوس قا خان خلد آشیان حضرت ضیاء الله والدین را بیفزودند که نسبت بسنوات سابقه دل بستگی و امید وارسی معماری
بوده و در فصل تابستان در باغ با برشاه مرحوم نزول اجلال میفرمود به این دولت جدید که ( یا رب همیشه در سایه این پادشاه
مرحمت دستگاه سعید جوان بر مزید باد ) زیاده شده در معان
و در روزهای در با رشوکت مدار سرداران و خوانین در همان باغ
ایشان امدادی باشد (۳) آنچه از اشخاص قرار می ممالک
بسلام پادشاهی میرسیدند و منزل خاص اعلیحضرت پادشاه حال
و قصر چهل ستون به آنوقت غیر از اعمالی افغانستان بودند معتبر و در باغی که الحال مستی چالستون بود و قصر چهل ستون
معتبر و غیر معتبر و نامدار و گم نام است
با نشده بود و این فقیر اطلاع ندارم که حضرت پادشاه سلانه شاه به آمدن وقت خود اذن عام فرموده و بعد از رسیدن و بوسیدن
حال در جهان وقت بستن تکلیف رسید و بودند با خیر - بهر تقدیر این خیر پایه سوپر سلطنت برای پر کی تنخواه و مواجب مرحمت فرمود نایل
بلکه برای بعضی اخراجات را و هم عنایت فرمودند (۲۳) با علما
عجز تحریر یک روزی در جهان باغ اسلام حضرت پادشاه، دیانت پایان مشایخ طریقه التفات وشیوه انبساطه آنقدر رها یه فرمودند
زمان حال رفتم - چون شرفیاب سلام شدم جانی میں با صفا د با که هر فرد از افراد این هر دو طایفه شریفه این دولت دیانت
نهایت خوش ہوا او روح افزا دیده معروض داشتم که این باغ صولت را از خود میداند و خود را شریک دولت میشمارد
و این جامی عجب با نزیت و با فرحت است - در جواب فرمود
که آری شین مخصوص من خوب است - دلاکن خیمه های خدم خوشم (۵) بجهت استراحت در عایه رعیت سکنه شهر چون در
سلطنتهای سابقه افغانیه در باب حرکت و آمد و رفت شبانه
امالی شهر قاعده و سر رشته چنان بود که در شب بعد از وقت
و لله و غیره در آفتا بند - بعد از آن این سمیت کتاب بوستان
تحلیلا فرمودند :
معین مانند نواختن درد می باجه خانه عسکری یا صدا توپ
یا زدن طبل هیچکس را عت میر شب در کوچه و بازار بر آمد امارات
که خاطر نگهدار در پویش باش
نه در بند آسایش خویش باش
نیا ساید اندرد یا رنویس
چوآسایش خویش خواہی ہیں
نینگذاشت و بدین سبب براهل شهر در باب آمد و رفت شبانه
مشقت و زحمت زیاد بود مریض ناگهانی بطبیب و علاج
این فقیر چون این ابیات حکمت سمات را از زبان سلطنت تر جهانی بنام
در دل خلوصیت منزل خود نیک خالی دامید و آریا فتم که بیرگاه در یک نمیرسید - و همایون طویل المجلس بخانه خود نمیتوانست سپید
وقتی ز نام اختیار ملت افغانستان بکف کفایت این شهرا وه اعلیحضرت پادشاه همایون قال حامل قاعده آمد و رفت شب را بر
بختیار کا سگار بیفتد شاید آسایش علی انه و آرام عیت د سپاه امالی شهر چنان مقرر فرمودند که هرس در دست خود قندیل فروخت را
نسبت به اوقات سلاطین گذشته این خاندان شاهی بیشتر باشد داشت اور امین میر شب تا صبح از حرکت مانع نشو و لا جریم
استراحت مریض و میان اهالی شهر و با قی محتاجان تر دوستانه
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
