Machine transcription
صفحه ۲
نمبر ۱۷
ارزاق آسمانی اثر اندیشه مرحمت پیشه آبشانها است - و حرکات و دغامی نوایم و حاصلات زمینی ثمر خیالات خیریت دلالات این برگزیدگان جهان - قصه مشهوره نوشیروان با پسر و پادشاه و فشردن دو دانه انار از گواهان این بیان است - در نسبت پادشاهان فرزانه عدالت نشان بجانشینان خود بهمین چنین نسبت با جهانیان است - چنانکه از شیخ مصلح الدین سعدی شیرازی در کتاب بوستان است
شنیدم که خسرو بشیرویه گفت در آن دم که چشمش ز دیدن بخفت
بدان باش تا هر چه همت کنی نظر بر صلاح رعیت کنی
و چون حضرت پادشاه اسلام پناه دیانت دستگاه با میر بن الامیر بن الامیر اعلیحضرت سراج الملة و الدین امیر حبیب الله خان خلد الله ملکه و سلطانه و افاض علی العالمین بره و احسانه از فضایل و کمالات شرعی و عقلیه نیت خیر افرموده بودند بنا بران یوم چهار شنبه مسلخ شهر ذی القعده الحرام گذشته سنه (۱۳۱۹) هجری قدسی که دزدان قطاع الطریق مشهور را از تأثیر نصرت و رعب و عزم و جزم با خبر و هوشیار مسلط نمودن سپاه ظفرنمای شجاع و جرار پادشاهی کوه پایه های سمت جنوبی دارالسلطنه فرود آورده و گرفتار نموده جهت اجرای حد شرعی که حق امام اکبر است بحضور سعد لیت کده در دارالخلال حاضر نموده بودند - و بعد از اثباتات شرعیه و دلایل عقلیه کلان ایشان را با چهار نفر رفیقان دیگر بدار زدن و صدق مشحون بآیه وافی بدایة إِنَّمَا جَزَاءُ الَّذِينَ يُحَارِبُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ يَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَسَادًا أَنْ يُقَتَّلُوا أَوْ يُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَيْدِيهِمْ وَأَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلَافٍ أَوْ يُنْفَوْا مِنَ الْأَرْضِ یعنی جزا این نیست که سزای اینکه با دوستان خدای و رسول حرب کنند و در زمین بفساد و تباهی سعی کنند اینست که ایشانرا بکشند اگر کسی کشته باشند و مال نبرده - یا بدار کشند اگر کشته باشند و مال برده - یا ببرند دستها و پایهای ایشانرا بر خلاف یعنی دست راست و پای چپ از بدن گرفته باشند اگر مال برده و کسی را نکشته - یا برانند و اخراج کنند اگر قتل و غارت ناکرده باشند اما رونده گان راه را ترسانیده و تخویف نموده باشند - و حضرت امام اعظم رحمه الله علیه کشتن و راندن و اخراج را بر حبس مؤبد حمل فرموده - تا ضرر او بشهر دیگر نرسد فقط القصه همان مخذولها را با ریختن بدار و بعضی بسیاست حکم فرمودند - و سپاهیان فیروزمند را بخلعتهای فاخره و اعداد نقدینه سرافراز داشتند و دزدان مذکور را بخدمتهای شایسته سرافراز ساختند - بعد از آن در ضمن خطابات سلطنت و صفات پادشاهی که در بارهٔ اینها این فقیر کاتب الحروف سرفراز می طلبد بر در سلسله علیهٔ حکمت انتظام پادشاهی به این موعظه بلیغه رسید که مدار عالی افغان
صحت مضمون آن او لا گفته اند که نیت تنها بعمل نمودن با آن نیز عبارت است - و اجر و ثواب بران مرتب - بر خلاف عمل بدنی که عبادت بودن آن و مرتب شدن ثواب بران بر نیت موقوفست - و در حدیث شریف آمده است که مجرد قصد و نیت نیکی برای مسلمان در نامه اعمال وى بحسنهٔ کامله مینویسند و نیز در حدیث شریف آمده که هر که بخواب رود و نیت وى آن باشد که برخیزد و نماز تهجد بگذارد برای وی ثواب تهجد در نامه اعمال وی نوشته میشود اگر چه بغلبهٔ خواب تا صبح بیدار نشود و تهجد از وی فوت گردد ۰
بیت
درین رو وقت اجابت و کشایش چیست دل شب ار توانی بصبحدم برخیز
ثانیا آنکه محل نیت دل است و دل محل معرفت الهی است لاجرم انچه در محل معرفت زاید و اثر آن معدن بر آید فاضل تر و شریف تر است از آنچه از غیر آن از اعضا بر بدن حاصل شود - ثالثا آنکه نیت از عمل بهتر است برای اینکه نیت پایه دار و باقی است و عمل نا پایه دار و فانی - و خلود و دوام بهشتیان در بهشت و کفار در دوزخ بموجب نیت است - که دائمی است و هرگاه بقدر عمل بود همان قدر از زمانه بودی که عمل کرده اند و زنده بودند - و ابقا بانکه در عمل دیا عارض شود و بسبب آن خللی پذیرد و فاسد گردد - بخلاف نیت خیر که در باطن است و ریا را به آن راه نیست و در روایات آمده که فرشتگان چون اعمال بندگان را به آسمان می برند حق تعالی ببعضی از ایشان میفرماید أَلْقِ تِلْكَ الصَّحِيفَةَ یعنی بینداز این نامه را پس انداز آن نامه را آن فرشته میگوید بار خدایا بنده تو سخن خیر گفت و عمل خیر را آنرا شنیدیم و در دیوان حسنات او ثبت نمودیم چگونه از میدانیم خطاب آید - لَمْ يُرِدْ بِهِ وَجْهِي یعنی نخواست آن بنده بهذا عمل رضا مرا - و بعضی دیگر از فرشتگان از بارگاه کبریا ندا آید اُكْتُبْ لِفُلَانٍ كَذَا وَ كَذَا یعنی بنویس در نامه اعمال فلان بنده این عمل خیر را - فرشته گوید خداوندا این بنده این کار نکرده است چگونه در نامه او نویسم - خطاب آید که وی نیت خیر کرده و آن نموده است - خامساً آنکه اعمال خیر بیحد و بی پایانند و برآوردن آن از دست مسلمان دشوار و مشکل - و نیت مسلمان چون بهینه آن متعلق شود ثواب همه را مییابد بالجمله قدر و شرف نیت خیر در شریعت غرا بیحد و بی اندازه است خصوصاً نیت با هیبت پادشاهان و سلاطین که منتخب سکنه روی زمین - و بحفظه حوزهٔ عالم نگهبان و الخليقة - شبان آدمند و نگهبان عالم - و رغبت خیر ایشان خیر جهان مندرج است - و عزم و جزم ایشان با آسایش مملکت و اهالی قرین و مزدوج - برکات
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
