Machine transcription
سال پنجم شماره ۱۸
که چیزی جزئ از وطن و حقوق مقدسه آن و تربيت و اصول آن و اخلاق و تفصیلات آن آورده توانسته ام. و چون میدانم که جریده مبارکه وطنيه (سراج الاخبار افغانيه) موجب بیداری و آگاهی ملت نجيبه افغانيه ماست خواستم بمسامع ابناء وطن عزيز خود بآن واسطه بهيه يك مقاله عاجزانه خود را برسانم : اما حیران ماندم که بچه طور بحضور جناب مدیر صاحب تقديم نمايم تا آنکه دیدم شما و صفحات آن جریده مباركه مزبوره يك مقاله نوشته اید از شما خواستم بپرسم که آیا بچه طور جناب مدیر صاحب خواهند قبولانید که مقاله من بر انظار مطالعين ابناء وطن عزيز من جلوه کر سازند و آیا تنزل میفرمایند بخواندن آن یا نی ؟ من جواب او گفتم. برادر ! هيچ گاه بخاطرت نیارید که جناب استاد معظم مدیر صاحب مقاله های ابناء وطن بیدار هوشیار خود را قبول نفرمایند ، نی بلکی بکمال ممنونیت و مسروریت مقاله های مفیده را قبول می کنند پس اگر بیبینند که لایق نشر است به بسیار خوشی درج صحیفه های اخبار خود می کنند و اگر فرضاً مناسب ندیدند که داخل اخبار شود باید شما همت را کم مکنید و نا امید نشوید بلکه کوشش ورزید که از او بهتر و خوبتر بنويسيد و من صباح منتظر قدوم شما هستم که مقاله مذکوره شما را از نظر جناب مولانم مدير صاحب بگذرانم : بحسب وعده خود فردا در نزد من آمد و مقاله که نوشته بود بمن تسلیم نمود و من نيز مقاله مذکوره را بجناب مدیر صاحب تقدیم نمودم : مرور شدند و فرمودند که مقاله را هر چه که باشد درج می کنم تا تشویق علم و عرفان در اولاد وطن افزون شود و در دلهای شان محبت دین ، پادشاه، ملت، وطن جایگیر گردد .
از ياد کارهای سفر سنه ۱۳۳۰
جلال آباد
مقصد این عاجز از نوشتن این سطور اولا اینست که يك حس شادمانی در خود حس کردم که الحمد لله بسائه عرفان وایه ذات اعلیحضرت سراج الملة والدين و حسن اداره شهزاده جوانبخت معظم معين السلطنه صاحب افخم در وطن عزيز مقدس افغانستان علم و عرفان بدرجه رسیده است که اولاد وطن شوق و رغبت کامل در تحصیل علوم و فنون دارند که این مسئله موجب سعادت است . ثانیاً - خواستم تا بر اولاد وطن روشن شود که جناب استاد معظم مدیر صاحب مقاله های اولاد وطن را بکمال رغبت قبول میفرمایند :
محمد ادیب
يك عالم چاینوشی در یکی از مذاکره ها بر عالمان و دانشمندان محلی نموده که نه بوده و نه هست و نه میشود که فضیلت انسان که مراد از حیوان ناطق است بر حیوان غیر ناطق بجز علم و دانش دیگر چیز نیست .
( بيت )
به نطق آدمی بهتر است از دواب رواب از تو به گر نگوئی صواب
( سوال ) - انسان چیست ؟
( جواب ) انسان حیوانیست کامل که وی علاوه بر حیوانات دیگر عوارض و لوازم داده شده است - و از کل انواع حيوانات جدا ومتميز گشته اما حیوان بودن انسان ازینجهت است که صفات و لوازم جمیع حیوانات بر وی موجود است - خوردن - نوشیدن - حرکت کردن - بار برداشتن آب بازی کردن - دویدن - آشیان ساختن - آواز کشیدن - نعره زدن
حکمت
حکمت طلب و بزرگی آموز تا به نگردد روزت از روز
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
