Machine transcription
سال نجم شماره ۱۷
فرموده، طالع نکونسا را و زیبکان بخارا را هم اختر مات گردانیده و اخر سوختۀ هندیان بیچاره را نجم طالع ما نساخته است. و هرچه از بیداد انی بر سر این بیچارگان وار سیده ما را از ان مصئون و مأمون داشته، تسلط غیری را بر ما مسلط فرموده که ما را به اطاعت و فرمان بری خود مجبور سازد و حلیۀ استقلال و حیات قومی را از ما سلب نموده خوار و مضمحل گرداند، و نه حاکم بیگانه را بر ما مقرر فرموده که ما را به تحکم و تشدد ظالمانۀ خود حقیر و مضمحل دارد، باری صد شکر که حال ما بدینمنوال و کیفیت ما بدینسان نبوده است بلکه برخلاف آن ما در سایۀ عاطفت مقدسی از افراد ملت خود که ما او را بمنزلۀ پدر شفیق بر خود رحیم و مهربان می پنداریم ایام بسر می بریم، ما، تحت يك حاكم دانشمندى مآل اندیشی هستیم که بهبود و ترقی ما را از خود ما هم بیشتر مراد و مقصود دارد، ما رعیت در ظل رأفت چنان سلطانیم که دردمارا از ما هم افزون و برتر درك می کند، ذلت و مسکنت ما را ذلت و مسکنت خود، و عزت و شوکت ما را شوکت و عزت خویش می انگارد، اگر ما را بغم و الم همدم بیند دل عاطفت منزلش از شدت غم و اندوه خیلی محزون و بستوه می آید، و اگر ما را در فرحت و راحت آسوده و شادمان یابد هر آینه قلب منورش از نهایت سرور و نشاط مانند گل شگفته و منبسط می گردد، پس وجود معدن بها آمود پادشاه حقایق آگاه معارف اکتناه ذات دیانت صفات (اعلیحضرت قدر قدرت سراج الملة والدین) که خلاصۀ جوهر روح افراد ملت جلیل ما میباشد عین عنایت و مهربانی حضرت ایزدی است، و همان مرحمتی است سزاوار هزاران شکر و امتنان، و نعمتی است شایان هزار گونه منت و استحسان که بنده از ایفای شکر این موهبت عظمای حضرت واجب الاطاعة ابداً و دهراً قاصر و عاجز و ناتوانم ! ما راست که بوجود ذیجود جناب شهزادۀ جوانبخت معظم معین السلطنة و صاحب الفخم هزاران حمد و ثنا بستان بارگاه حضرت کبریا جل و علا باشیم که اعلیحضرت پادشاه مقدس ما این چنین ذات ستوده صفات ترقیخواه و بیدار مغزی را بر کشتی بانی علمی ما کشتی شکستگان معین و مأمور استفاده فرموده و در بغل بی غل مبارکش آنچنان یکدل پاک و باصفا سالی جایگاه استناد گردانیده که از فرط همدردی حقیقی ببیچارگی، و محتاجی و زبونی ما میسوزد، خدایش پاینده و اختر اقبال و سعادتش را تابنده داراد که خود بیماران مرض نادانی را به اکسیر سریع التأثیر معارف اشفا و قلوب پژمرده ما را احیا فرمایند. مرقوم و ملتی که امروز بر بام بلند ترقی جلوه افروز میباشد و نه فقط بعلم و تمسك بتحصيل معارف نموده است المان هر آن قوت و شوکتی را که امروزه روز دار است بجز واسطۀ علم بدیگر چیزی بدست نیاورده و همین تحت البحری ها که جهانی را غوطه خوار لجۀ تعجب و تحیر گرانیده از بحر ناپیدا کنار علم بیرون برجسته است و این زمینها که در جو هوا مانند کرگس و زغن در طیران و جولانند از شهباز علم و عرفان پرواز آمده اند، ازین تحریر هیچ گاه این نتیجه را استنباط نباید کرد که گویا من غار را از روی آنکه بسی آلات هلاکت بار و اسباب تباهی انگیز را بر روی کار آورده و در وظیفۀ مهلك الموت اشتغال ورزیده و از اشتغالات کثیره اش قدری سبکدوش گردانیده تعریف می کنم.
بیای سرو بدامان ترکی بیدار چو دانه دانه گهر قطره قطره ژاله چکید
بقبض عشق درونی زچشم فواره شلاله موج زد و جلفیان دل جو شید
نظارت پل خشت و شطارت لب رود تبسم لب جانرا چوحاله کرده مزید
بسوی شام شبستان خفتن دل شب هلال طاق دو ابروی لطف یار خمید
زداغ سینۀ خونین کجا برد لاله مطاع سرخ بجز از غوان کسی نخرید
دهان و از صدف بر زاب نیسان شد یتیم سوده ز الماس شیر صاف مکید
صفوق منتظم کل ماثوره مضمون است زخیر دست همایون باغبان رشید
درین پیاسه كلكشت نيز و دير آهنك بیاس ره ندهد ( صوفی زاده ) جز نامید.
[ILLUSTRATION]
مکتوب
خدمت ترقیخواه صداقت کیش، خیر اندیش ملت افغانیه ذات جامع الصفات مدیر جدید روزنامۀ سراج الاخبار افغانیه تحیۀ فراوان و سلام بیپایان تقدیم میرسانم. ! هر چند که جناب مدیر را ازین تعارف غایبانه من کم و بیشی استعجاب و حیرت دست خواهد داد مگر از انجا که کریم النفسان گرمجوش را دایما ارادتمندان صداقت کوش بافراط و کثرت میباشند میزیبد که این معارفه مرا نیز مبنی بر صدق و اخلاص بدانند. اولا وجود فضایل نمود آن محترم را باعث آنکه ملت را از اثر پرتو کمالات آنجناب فرصت استفاده کردن و مهلت مستفیض گردیدن بوجه احسن و اصول مستحسن بدست افتد و بخواب رفتگان نوم غفلت و بیخبری را بسبب ناله های شبگیر و فغانهای پر تأثیر آن غمخوار قوم بیقظ و بیداری حاصل آید، واقعی زندگان تهی دانشی را از یمن اهلیت و تبحر علمی آن فاضل وطنخواه تریاق میسر گردد با کمال صحت و عافیت پاینده و سالم میخواهم، ثانیاً این چند کلمه را بتوسط اخبار گهر بار آنجناب بر ملت عزیز خود بالنهای عجز و فروتنی عرض و توصیه میکنم.
بحضور ملت گذارش باید.
ز آواز چنگ و چغانه خدا را شنو ملتفت نالۀ دود ما را
ازو تعالی را سپاس بیقیاس و شکران بیکران که ما را بعواطف رحمانه و مراحم کریمانه خود اختصاص بخشوده تا امروز با کمال استقلال و آزادی نگاهداشته و از سموم تغلب بیگانگان که بهار چمنستان جمیع ملل آسیائی را غارت نموده است بستان استقلال و حریت ما را حفظ و حراست
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
