Machine transcription
شماره ۱۷
سال نجم
صفحه ۳
این کذابان تا انصاف اقوام نجیب ترکستان را وحتی گفتند بيك ملت
ناحیه ترکیه تحمل این بار تحقیر بسیار طاقت فرسا گردید بعضی نوجوانان
وطن بواسطه تلسقوف عبرت نما مشاهده کردند که این خوابهای دور
و دراز مردم ترکستان و فرغانه وطن را بدست اجنبی سپرده ناچار بهر طرف
دویدند و دست توسل بیار و اغیار در از کردند افسوس که کسی التفات
نکرد باز بدر گاه معلای تو رجوع نموده بخشوع و خضوع تضرع نیاز
وزاری کرده همه محبان وطن بعجز و انکسار گریه کنان مصلحت تخلیص
کربیان خود را از جناب اقدس تو استرحام نمودند هزاران شکر و سپاسکه
باندك مدت قریب مساحت بعید فضل عنایت مهربانی طی کرده شد که
یکی از انها اتمام بنای مسجد مبارکه اسلامیه در پتر سبورغ مکتب دار
المعلمين ودار المعلمات دراون و در قران قرائت خانه های ملی در قصبات
شهر مکتب حسینیه لیلی و نهاری در او رونبورغ اخبار و روز نامه های
بومی مجله های ملی نشر و تنویر میکنند خصوصاً در شهر شهیر تاشکند
صدای ترکستان در سمرقند آئینه جهان نما در خوقند صدای فرغانه نام
جریده های وطنی با وجود بهبود بودن جماعت های خیریه و اعانه وطنيه
يك نوعی تسلی دل را كمك میرساند اکنون میخواهم که محملی از حالات
حاضرة القوام ترکستان بمدد رسانی توفیق پیرا در ان دینی خود اطلاع
بدهم تا که در میان عموم عالم اسلام شناسائی و آشنائی حصول پذیر گردید.
دل صاف مسلمانان بهم بسته شود زیرا که امروز براستی می گویم بجز دولت
اید مدت خدا داده ممالک محروسه افغانستان باهالی بخارا و خیوه و ترکستان
همسایه نزديك و حامی و مهربان یک حکومت اسلام نیست اگرچه دولت
علیه عثمانیه نیز درباره خصوص تعلیم و تربیه از هر مکتب حقوق و مساوات
ارزانی فرموده و لیکن چه جاره که بولتيك روس برابطة قومى بالكليه
معترض میباشد شهادت نامه ترکیه را نظارت معارف کاهی قبول ندارد
بهر حال که باشد ازین گونه معلومات مصلحت آمیز خیلی نتیجه های
دل آویز مجانب فرغانه زمین وصول خواهدشد. حالا مقاله نیاز عاجزانه
خود را بادبیات ذبل ختام داده سایه مراحم و ايه حضرت امير المؤمنين
( سراج الملة والدين ) را غنیمت شمرده و محدود میخواهم فقط
نفقت ماني تمسكا بارسال همین مقاله عاجزانه جسارت یاب گردیده ام
شرط موافقت ملك اداره لطفاً و مروناً بيكان كوشة ستون
راج الاخبار درج کرده شود عین غریب نوازیست
انشاء الله الرحمن تمبر آینده نیز چند فقره از حالات اوضاع ترکستان
ارا و خیره خواهم نوشت ١٦ جمادی الثانی ١٣٣٤
در مایوسی بک امید
مرید و مخلص شما صوفی زاده محمد شریف فرغانه یی
خدایا باقتضای مثبت از ليه صمدانیه توست که پسر جهان و جهانیان
ست سنية حضرت
کربیان خود را از جناب اقدس تو استرحام نمودند هزاران شکر و سپاسکه
رم عصر نمونه عبرت ترقی و در هر قرن موجب حيرت تبدل و تنزل
روی میدهد و از طرف دیگر عمر عزیز نوع في بشر بتکاپوی جمعیت
تساب عالم گذرانی در گذر بوده و میباشد بالخاصه كسانيكه بوجدان بلد
آگاه فضل عنایت ایزدی دست رس شده اند با همراهی ابنای جلس
خود کا حقه راه مدارا و مواسارا پیش گرفته تمامه امور اداره زندگانی را
کمال خوبی محمد امکان رسانیده اند و بموجب فرمان اقدس الهى و محرمت
رسالت پناهى مولى الله عليه وسلم اتباعاً بدون عرض
نصي جسماً ومالا فدويانه خدمات خدا پسندانه خود را پیش نهاد
اندار عام و خواص کرده اند بهمین واسطه از طرف عموم ملت قشان
انبار ولیاقت تحسین را بر دوش آویخته اند و برای آینده کان ملت نیز
بات یاد آوری قرائت خانه عمومی یا که برای ترقی و تعالی نفوذ دین
السلام ومحافظه وطن اساس بنای جمعیت خیریه با خود ایشام خانه و صندوق
همسایه نزديك و حامی و مهربان یک حکومت اسلام نیست اگرچه دولت
الله علی و یا از طرف حكومت موافق بولتيك سياست امتیاز لوازم حقوق
ان را گرفته تا اینکه دشمنان دین روزی تعرض تعصی نکنند بنابرین
ن ارمان رحمت ابدمدة جناب پروردگار جل شانه پیوسته اند تأسف
عل حضرت اشتمال آنان که دائمی با غراض نفسانیه خود مفتون کردیده
اکنده شدن طناب چرخ سوم زن بی وقوف از شکم گرسنه كان قوم
بخير و ارکان تعصب خودبینی و تن پرستی باولاد وطن همیشه در ضرر
موزیكانه دشمن علم صنعت و هنر وبديين قوانين مكاتب اصول صوتيه
الاتهام کننده معلمين ذو الاحترام میباشند جای گریه اینکه این بجاره
رادران از ساده لوحی در جیر استان آتشکده جهل مرکب بی نام و نشان
بروند چنانچه بکشمکشهای خیال فاسده می قائده محق وظیفه عبودیت ترا
با کرده نتوانستند اکثر اوقات شرع شریف قوى البنياد را گستاخانه
اجه امور معیشت جهانداری نموده فردا در حضور شفاعت موفور
یمیرى سر خمیده خجاك كرديدند اقلا مراسم رسوم انسانی را بجای
آورده شو المستند و نه پیروی اخلاق برگزیده محمدی را گرویدند نه صدق
دیگری را در بر گرفتند نه غیرت عمری را تعقیب نمودند به حيا وحلم
نان را قبول کردند به شجاعت علوی را کریدند و الحاصل از سرای
الليد إلى الأحد مستحق تشکی قوم شدند یکی از این جمله ساکنان خطه
شاد فرغانه بلکه همه توران زمین یعنی ماوراء النهر ترکستان آسیای
اسطی که همگی آنها يك قوم و يك ملت میباشند تخمیناً از تاریخ هزار و
وسد و هشتاد تا الان خیلی شته های فلکی را از دنبال خوردند پسی
به های تا کهانی را از دست بی امان روس منحوس تلخ تلخ چشیدند
مالها از طرف امپراطوری دولت روسیه بموافق شرع شریف اجازت
شرق دین و توسیع مذهب و آئین را گرفته نتوانستند روزی رسید که
جانب اورو يانيان ظالمانه بك محجوم لفظی و معنوی را منسوب شدند
ادبیات
طنین بانك سحر گاه مرغ عرش مجید
بكوش بليل تالان بوقت صبح رسید
صدای صوت بلند اذان مصطفوی
بهوش مردم خوابیده تلغراف کشید
زقیله ردل اسلامیان بالا سرشت
نسیم غیرت دین عمدی بوزید
صغير بال طيش چون تغير اسرافيل
يكانه باعث احیای مرد کان گردید
رئین کنید دوار ورقص بوقلمون
یکی اشارت جان و دیگر بشارت عبد
انين طفل نباتات و خنده کل سرخ
سفير مال مبارك مدير روز سعيد
غرام مروحه جنبان شوق وياجه ذوق
ره عراق و مقام حجاز را گروید
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
