Machine transcription
صفحه ١٦
سال نهم
اولین رژیمان المانی را میکنند که قدم رو بسوی شهر امیرا طوری میروند. چنانچه قونی در میدان دفینه ولی مشغول مشق نظامی هستند. سرباز های آلمان کارخانه جات کشتی سازی و تخته های کنار دریا را که از حمله زیپلنها مشتمل هستند تماشا میکنند. مقصد قشون بارك من همین میباشد.
روز گذشته پلهای واستمنکیس و چارينك كراس از اثر آتش توپخانه المان خراب شده و تمام درشکه ها و واگونها و اتومبیل ها دریل لندن جمع شده الدهر از ان هزاران انگلیس روی درشکه ها و بر فراز اتوموبیل ها میایستند که میبینند تورك وقشون و اعاشه داشته. بالاخره قانون المان از خیابان كينك ویلیام عبور کرده به ثروت زين فقط نام که عبارت از محوطه میان مانسیون هوس وبانك انگلیس و بورس بانك میرسند. در اطراف بانك قشون المان يك جماعتی از انگلیسها را می بینند که داد و فریاد شان برای پول بلند است.
لرد مایور لندن از عمارات فوقانی قسر گیندهال با نظرهای فرسوده و چشم پر از بهت و حیرت بقشون المان نگاه می کنند. اجزاء بورس در حالت ختم ولی پر از بهت و تعجب در يك گوشه جمع شده بريك ديگر مینگرند قشون فاتح المان اول وارد خیابان سن پال شده از آنجا به خیابان فلیت و بالاخره به کلوب لندن میروند.
آخر الامر مین دنيورك و بعضی صاحب منصبان عالی رتبت به مجالس بارلمان رفته در آنجا متعجبانه ملاحظه میکنند كه يك عكس مين دنيورك را آویزان نموده اند.
» تیس ۲۳۰ نوامبر
از جراید المان
انتخاب از مقالات مضحك المانها
استعدای مستر چرچیل
وقایع نگار برای جریده کان کارت مینویسد : اینك احساساتی آمیخته از شادی و غم ملاحظه میشود یکی از وزرای انگلستان که میخواست همانطور که موشها را از توی سوراخ بیرون آورده میکنند بحربه المان رام و قول خودش از توی سوراخ بیرون بیاورد استعفا داد.
ما افسوس میخوریم همان طور که انگلیسها از عملیات این شخص محروم شدند. ما هم از استعفای او محروم میشویم از وا و استعدای چرچیل بقول معلوم می دارد که وضعیات داخلی دولتی که جنگ بین المللی را برپا کرد در حالت استادم میباشد.
در این جا لازم نیست که مراد چرچیل را اعلام نمائیم.
چرچیل يك آدم حریصی است که به يك سرعتی که در خود انگلستان هم اسباب اعجب میباشد از يك اداره بيك اداره بالا تر میرود و خیلی دلش میخواست که او هم يك بهره از شکست المانها برده بدین وسیله خود را در بزرگترین مسند انگلستان جای دهد. چی چیل همان شخصی است که میگفت بر روی خرابه های کرپهٔ آلمان و لیاقت اقتصادی آلمان خواهم ایستاد اما آنورس و داردانل کرانه گوئی و برا معلوم کردند.
نمره ١٥
اعلان
سراج التواريخ
جلد اول و دوم
زندگانی جاودانی هر قوم و ملت ( تاریخ ) است. (سراج التواريخ) آئينه حيات نمای ملت جلیل افغانست. زیرا از آغاز تشکیل و بنیاد یافتن دولت افغانیهٔ حالیه بحث میراند که برای حال و استقبال ملت بهترین درسگاه عبرت و خوشتر ازین انتباه ملت تصور نمیشود. هر فردی از افراد ملت را واجب است که يك نسخه از آنرا بدست آرند و مانند عزیزترین متاع در کتابخانهٔ قلوب خودشان نگهدارند. علی الخصوص که کتاب مذکور به نیت خالصانه و خیر خواهانهٔ استفادهٔ عمومی به امر و فرمان خان دوران و به صفات پادشاه مقدس ما اعلیحضرت ، سراج الملة و الدين ، تأليف و تدوين و در مطبعهٔ حروفی دارالسلطنهٔ کابل زیور طبع آرایش و تزئین یافته است.
جلد اول این کتاب از ابتدای سلطنت خاندان ذیشان ( سدوزایی ) یعنی از آغاز تأسیس و استقلال دولت علیهٔ افغانستان تا ورود اعلیحضرت امیر کبیر امیر دوست محمد خان مرحوم جنت مکان از هند در کابل و تخت نشینی و جلد دوم آن از حکومت خاندان جلیل الشان ( محمد زایی ) یعنی از ابتدای حکومت اعلیحضرت امیر کبیر امیر دوست محمد خان تا به اول جلوس اعلیحضرت ، ضياء الملة و الدين امير عبد الرحمن خان ، طاب ثراه وقایع تاریخی را جامع میباشد بر کاغذ اعلا بحروف نستعلیق بطبع رسیده است ، قیمت کتاب مذکور نسبت بزینت و خوبی تجلید آن از قرار ذیل است:
نمبر (۱) پشتی چرمی جرم آسواری دانه دار کابلی تخت چهار کنج جدول طلا بر کار نشان دولت و اسم کتاب از ورق طلای اصلی جزء بندی شده مبلغ شانزده روپیه پخته کابلی.
نمبر (۲) پشتی مقوارویهٔ گیره میمنگی چهار کنج و زیر چرم پشتی سرخ حاشیه و اسم کتاب و نشان دولت ورق طلا وجه سیزده روپیه پخته کابلی.
نمبر (۳) پشتی مقوا رویهٔ تیره لاجوردی چهار کنج و زیر چرم میشی سرخه کابلی تخت حاشیه و اسم کتاب و نشان دولت ورق طلا وجه جزء بندی شده یازده روپیه پخته کابلی و ده شاهی.
نمبر (٤) پشتی مقوا رویهٔ ابری چهار کنج و زیر چرم پشتی سرخ کابلی تخت حاشیه و اسم کتاب و نشان دولت ورق طلا وجه کوک بندی شده ده روپیه پخته کابلی و ده شاهی.
نمبر (٥) پشتی مقوارویهٔ ابری سرخ چهار کنج و زیر گیره سیاه اسم کتاب و نشان دولت ورق طلاء جسته كوك بندی شده نه روپیه پخته کابلی و یازده شاهی.
محل فروخت
در نفس ارك مباركه از تحویل خانه جناب محمد ولیخان مرحمت نشان در بازار ارگ از دکان عبد الله خان
چون کتاب مستطاب سراج التواریخ چهار جلد میباشد اگر هر دو وقایه و شیرازه میشد حجم کتاب موصوف کلان میشد لهذا اینچنین به امر همایون و لا امر نمودند که جلد اول و دوم در يك وقایه شیرازه شود و جلد سوم و چهارم آن که هنوز در زیر طبع میباشد و پس از آنکه از طبع برآمده مقوا کرده شد انشاء الله اعلان فروش آن نیز علیحده خواهد شد فقط
در چاپخانهٔ حروفی دارالسلطنه کابل طبع گردید.
همه مقاله ها یک دستخط ندارد از طرف مدیر و سر محرر محرره
محمود طرزی
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
