BrowseSirāj al-akhbār → page 1217

Page 1217

Sirāj al-akhbār · pages 1–1787


Page image — the source of record

Scanned page 1217 of Sirāj al-akhbār

Machine transcription

صحيفة ٨ سال چهارم شماره ۲۰ مختصراً ناول ، جزیر پنهان ، غیر از وظیفه که مخصوص ناولها است هم نشنیده می بیند بیچاره حیران میشود که این چه افسونست جهان جهان علم وفن عالم عالم حكمت و اخلاق را نیز حاوی و آنرا ، سخت است و سر و پایش معلوم نیست ، گفته بر جایش است. ولی چون در نجا تنها مراد ما از تعریف ناولها نیست بلکه میگذارد و ملامت هم نیست چرا که از عهد طفولیت نظر مطالعه طریقه خواندن آنها هم یکجز و مهم عنوان ما است از ارومیخواهیم اش با خواندن کتابهای حکایات طرز قدیم آشنائی گرفته است . که در ذیل به برادران و طی خودمان طرز خواندن رومان را حالانکه این ناولها بی مبالغه صد برابر افسانه سرخ بری و خسروو شیرین ، شیرین وهزار برابر الف لیله وغيره نافع و مفید هستند . بیاموزانیم : تاول ها مانند کتابهای افسانه های طرز های مروج وطن لهذا طريقه خواندن ناولها چنانست که انسان از سر کتاب عزیز ما که انسان ورق زده از مابین بشبهایی را بگشاید و نخواندن از باب اول شروع کرده و بی آنکه سبب تفهمیدن خود را در اول آن آغاز کند خوانده نمیشوند بلکه بر خلاف آن کتابهای اول امر از دل خود سوال کند مسلسل بدقت بخواند و چون باب اول را از مرباب اول و از صفحه نخستین باید خواند و با آن هم تا یکدوسه را خواند در اخیران یک درك آنرا خود به خود یافته رفع اشتباهش ورق آن بهم خوانده نشوند و باب اول آنرا را با انسان بدقت میشود . و باز یاب دوم به امید حل بعضی مجهولاتی که در باب مطالعه نکنند بمراد و مطلب آن نمی فهمد و در اول امی خواننده اول دیده است آغاز میکنند و همچنان بکمال ذوق و شوق نامه اخیر آن در مایین بك هجوم بزرك موهومات و مهمات بند می ماند که هیچ مسراهای آن عقلش میرسد. مثلا اکر ناول، جزیره پنهان . کتاب رمطالعه خود دوام میورزد . د اسر از صحیفه اول باب اول کشاده پس از بسم الله و شروع باب ، بخواندن علاوه برین یگانه مانع بزرکی که در راه خواندن آثار مطبوعه ابتدا کنیم تا کمان این جمله ها را می بینیم که بی همدیگر نوشته شد اند مطبعه عنایت و توسیع اشاعت اخبار واقع شده همانا نا آشنا بودن یکی میگوید ، بالا میرویم ، دیگری میگوید و پایان می آییم. اهالي وطن ماست از چاپ حروفی ، نیو گراف ، و از آنست ه بلی بلی و در زیرهای ماهر ذخار است . که بعضی مردم میگویند که عبارت اخبار مقلق، و کتابهای مطعبه عنایت طاقی خوانده نمیشوند . حالانکه همه این کتابهای مطبعه حالا چون کی ابتدا بخواندن کند و در آغاز کتاب نظرش عنایت زبان مروجه فارسی سایسی که از ان آسانتر و مرغوب تر را چنین صدا های مجهول و نا کهانی که کوبنده آن هم معلوم ممکن نیست نوشته شده اند مگر چه چاره که عوام الناس چاپ نیست جلب کنند از سبیکه بجاره تابند است ازین آوازها متوحش شده خیالش میرسد که مکر آقای محر ر این کتاب دیوانه شده است حروف و طرز جدید تحریر آنرا دیده و آنرا عربی با انگلیزی پنداشته و از آن رسیده همان دارم می خود را بدلیری خوانده نمیتوانند. که پیش از اینکه مانند کتابهای افسانه های طرز قدیم مادران حالا این نقضا را به اخبار و مطلبه راجع نباید کرد ، زیرا امروزه نوشته باشد که ناقلان آثار و راویان اخبار چنین حکایت کنند . روز مطبعه های اعلا و اطیقی که در دنیا موجود و شایان تقدیر و سر سخن و آغاز بحت معلوم باشد . دقتاً به آوازهای مجهول و اهمیت میباشند تنها مطبعه های حروفی ، نیو گراف ، هستند. بالا میرویم و و و بیان می کنیم که هیچ از حقیقت و کیفیت ولی چه توان کرد که چشمهای اکثر اهالی وطن عزیز ما با حجاب آن هم خبر نداری ابتدا کرده است و محض بهمين يك ديدن خود قديم سنکی بینی و لاهور عادت و آشنائی گرفته است . که نتیجه اش را ندانسته دل تنگ شده و آنراه سخت است گفته . خود را بیکسو کشیده از خواندنش دلسرد میشود زیرا آغاز این حکایت و موضوع آن معلوم نیست و وار از وار صداهای مجهولی که مفاد آن هم تا بحال خیلی مجهول است نوشته شده اند . خیر ! بعضی مردمانی باز هستند که شوق خریدن و دیدن این کتابها در دلشان می افتند و آ را به خیال اینكه بك افسانه مانند کتاب ، حاتم ، و یا ، جار در وین ، که آنرا بارها خوانده است خواهد بود. پس محض برای علم اوری چنانچه قاعده است. از مابین کتاب یک باب را کشاده به این کمان که اینهم ماننده باب پنجم و رفتن خاتم بكوه ندا ] يك چيزی خواهد بود و سر سخن همین باب ظاهر از همین جا شروع خواهد شد. ولی چون باب نجم این کتاب را میگشاید بعد از خواندن بکد و به سطر دفعتاً چشمانش را یک ماندی و سنگینی فرامیگیرد زیرا به جای آنکه آغاز سخن و شروع به حکایت دیگر باشد. میانه سخن و کمر حکایت است و نیز بعضی نامهای عجیب و غربی را که در عمر خود چشمی که بود لایق دیدار ندارم دارم که از چشم خود از یار ندارم مگر حالا میباید که این عادت خود را ترک کنند و نظر خودشان را با چاپ حروفی آشنا و عادی با زند. زیرا در افغانستان از توجهان جهاندرجات عرفان پروری اعلیحضرت بادشاہ ترقیخواه محبوب القلوب معظم محتمل که آینده اجازه عمومی برای آوردن مطلبه ها عطا شود و هر کی بشوق خود برای خود یك طبعه مستقلی مجرد و در ان اثرها طبع والنشر کنند و این پلت ظاهر است که آن منابع البته از صنف مطبعه های حروفی خواهند بود . حالا یگانه مطبعه غیر سر کاری که در وطن عزیز ما موجود است. همانا و مطبعه عنایت و است که از دو سه سال به اینطرف کاین کردید . و تا بحال با وجود کوچکی خود در منقدر مدت الحك قريب ۷ عدد اثرهای بسیار مفیدی را اثر نموده است که حقیقتاً یک خدمت بسیار بزرگ ملی و وطنی را در راه علوم و معارف انجام داده است .

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Sirāj al-akhbār, page 1217. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0616/1217 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0616/1217
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record