BrowseSirāj al-akhbār → page 1056

Page 1056

Sirāj al-akhbār · pages 1–1787


Page image — the source of record

Scanned page 1056 of Sirāj al-akhbār

Machine transcription

شماره ۱۲ ساله چهارم ۷ و حکومت چند چیز معتنابها مادون ایستانستیق صورت بنده : اولا – احوال اهالی که منبع قوت و ثروت ، و مقصد شان و شرف مملکت است به استانستیق داشته میشود . ثانياً – احوال قوة الباتيه ، وطرق مواردات ، ومواقع مدافعات ، ومداين ، وصحارى ، وجبال وانهار هر مملکت از روی قواعد صحیحه به استاتسقیق دانسته میشود . ثالثاً – صورت تنسيق مدنيه واهليه متینی بر قواعد صحیحه به استانستیق دانسته میشود . رابعاً – نفوس اهالی چقدر است . و از چقدر نفوس چه مقدار عسکر حاصل میشود ، و در هر سال چقدر توالد وتناسل ، و چقدر تضاعف و تناقض در مملکت بظهور میرسد . و منشاء تناقص از چه باشد جملگی به استا تسلیق دانسته میشود . خامساً – اهالی را تا کدام درجه تحمل تکالیف مالیه باشد . و بعد از انکه مالیه بصورت مستحسنه کرد آید چاره توزیع و تصریف آنرا بصور محقه نمودن به استانستیق داشته میشود . سادساً – مقادير وقيم محصولات صناعیه وزرعیه به استانستیق دانسته میشود . سابعاً – احوال تجاريهٔ مملکت و وسائط ترقی و توسیع این مادهٔ مهمه به استانستیق دانسته میشود . ثامناً – اصول تعميم وتوسيع معارف و دانش عموميهٔ تبعه که مدار کلی اعمار وترقی مملکت است به استا تسقیق دانسته میشود . تاسعاً – روابط وضوابط تنسيقيه و اصلاحیه امور ضابطه به استانستیق داشته میشود . عاشراً – چارهٔ تعميم قواعد مؤسسات خیریه به استا تستيق دانسته میشود ، والحاصل محتاج الیه بنی مواد مفيدهٔ معتناً بها فن ایستا تسقیق است . این است مختصری از تعریف و تبيين آن علم . وانشاء الله من بعد ازین گاه گاهی از بعضی ایستا تستیقات عمومیه مواد های مفیده درج خواهیم نمود . مقاله مخصوصه عمر انسانی؟ حیات جاودانی! طی میشود این ره بدر خشیدن برقی ما بیخبران منتظر شمع و چراغیم آیا برق آسمانی چابکتر است یا عمر انسانی؟ در ظاهر برق، در حقیقت عمر! برق در آن واحد میدرخشد و محو میشود . حال آنکه عمر انسانی از یک روز تا بهفتاد و هشتاد ، بلکه نادراً تا بصد سال دوام دارد . برق الکتریکی ، در يك ثانيه از شرق بغرب سیر و دور میکند . حالا نکه عمر انسانی با وجود وسایط نقلیهٔ سریعه که بدست دارد بماهها آن مسافه را نمی پیماید ! بلی ، ظاهر همین است که گفتیم . اما اگر یکبار مسئله را از دیگر نقطهٔ نظر ملاحظه کنیم سرعت برق را نسبت بسرعت عمر مانند خر در گل مانده می یابیم : اولا عمر طبیعی انسانی را بعمر کائنات عمرانی يك مقایسه و نسبتی باید بدهیم . عمر طبیعی انسانرا اگر صد سال و عمر کائنات را – صرفنظر از غیر محدود بودن آن – لا اقل يك مليون عصر تخمین بکنیم ، نسبت عدديك را به ملیون خواهیم یافت که در انحلال آن دوام را نسبت به این بیثباتی از درخشیدن و محو شدن آنی برق کمتر خواهیم دید ! عمر برق بالعمر كائنات یکجا دوام ورزیده و میورزد ، حالا نکه عمر از حد محدود مقدر خود يك خطوه بیشتر انداخته نمیتواند ! سرعت سیر عمر را از بیت بیدل کابل را از ، حضرت خواجه حافظ شیراز نیز تا یکدرجه استنباط باید کرد . چنانچه میفرماید : بنشين لب جوى وكذر عمر ببين كين نصيحت ز جهان گذران ما را بس هر گاه در کنار یک جویبار تیزرفتاری در يك چمنزار لطافت آثاری بقدر يك ساعتی نشسته بسوی جریان آب نظر بدوزیم ، وقوة مفکره را دران پیندوزیم سرعت سیر عمر را عياناً مشاهده میکنیم . بلی ، نظارهٔ جریان آب جاری برای گذر عمر فانی يك آینهٔ عبرت بسیار معلومداری میباشد . هیچ چیزی گذر عمر را که بدرجهٔ جریان آب تیز رفتار بچشم تجسم داده نمیتواند . زیرا انسان بچشم می بیند که عمر بسان جریان گذشتن دارد . از رفتار آب ، رفتار اوقات و ساعات عمر در يك آن واحد بچشم جلوه کر میشود . آری دو سر دم در کشیدن و دم فرو بردن نیز اگرچه برای از پا در افکندن نهال زندگانی در هر دم و هر نفس در پیش دهن افتاده ولی باز هم بدرجهٔ روانی آب روان گذران عمر را بسان اعیاناً نشان نميدهد ! از نتیجهٔ این محاکمه همین حکم داده میشود که عمر را هیچ وفایی نیست . برق ، شرر ، حباب ، جریان آب ! .... دراز ساختن آن هم از حد طبیعی آن محال ! حدود طبیعی آنرا از نود تا به صد و بیست مقرر کرده اند حال آنکه صد و بیست حتی دو صد هم نسبت بدهی برق و شرر شمرده میشود و هم انقدر که مراعات قواعد حفظ صحت با همه شاید و باید آن بدرجهٔ نهایت کوشش ورزیده شود باز هم درازی عمر امکان امتداد را ندارد زیرا بمرور ایام عروق و شرائين به درایك كلفتی و ستیزی حاصل میشود که جریان خون از فعالیت طبیعی خود در میان آنها عاجز میماند . اعصاب یعنی پی ها را نيزيك شخی و کرکی پیدا شده از حال طبیعی خود در می افتد . حجیرات دماغیه را خشکی و فشاری پدیدار کردیده حواس از اجرای کار دران در میماند . دل را چاقی و بزرگی پیدا شده ، و دهنها و تجويفهای آنرا خشکی و فشاری دستداده وظیفهٔ تقسیم خون را بخوبی بجای نمی آرد . باینصورت رفته رفته همه تار و پودی که قماش زندگی را بوجود آورده پوسیده کی و کهنه کی واری

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Sirāj al-akhbār, page 1056. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0616/1056 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0616/1056
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record