Machine transcription
(٥٨)
زو مملکت باینهمه سامان رسیده است
از وی بقوم لطف نمایان رسیده است
تا بر نهاد برسر پر مفخر تاج را
تاداد زینت از قدمش تخت عاج را
بخشیده است در که سختی خراج را
یکتن ندیده است غم خرج وباج را
از وی بملت این همه احسان رسیده است
این کشت ازو برشحه باران رسیده است
هرگاه چابکوهه بکران گرفته است
گوی سپهر در خم چوگان گرفته است
ملك از عدو بخنجر بران گرفته است
در دست تیغ تیز چو عریان گرفته است
زوچون سمند غزم بجولان رسیده است
انگشتهای خلق بدندان رسیده است
نگذاشت هیچ کار ولایت باین و آن
ننشست فارغ ازغم ملت بيك زمان
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
