Machine transcription
۱۵
که موج مویهای دم اسپان در آن تصویر نمودار بودند بطرف شمال ان چشمه که رفتم در ان جا
چشمه بسیار شیرین از اب سرد بر آمده بود که در همان زمین غرق میشد معلوم نمیشد که اب بکدام
طرف میرفت متصل چشمه یکسوراخ بود بقدر هفت فت و در داز ان روشنائی میرفت و
متصل چشمه یک بت از برنج یا طلا که تشخیص کرده نتوانستم بقدر ده فت بلند بد و زانو نشسته
و یک شمشیر که آن را از برنج ساخته بودند و تاج شاهی بسر آن بت ماند چشمهای آن بت کوسنک
سُرخ بودند که تعجب انکه مثل چشم انسان پلک میزد ندانستم که در ان چه حکمت بکار برده بودند بعد از
آن اینمکانرا هم بسته کرده مکان سیوم را که از همه مکان ها بلند تر و وسیع تر و دروازه آن هم کلان تر
بود کشادیم در ان بت وطیفه دیدیم و بر هر دهلیز ده هبیت نفر سپاهیان از سنک تراشیده مسار استار
بودند وقتیکه از سه دهلیز ها گذشتیم مکان وسیع و در بقدر د و هزار فت تمام صحن اینخانه نقض کاری
از سنک مرمر و سیاه و سرخ یکتمثال فرش نموده کرد اکر د آن بقدر چهار صد کرسی از سنک مانده و
بر هر یک آنها بتنی بصورت انسان نشسته بدست هر یک قبضه شمشیر وبطرف غربی آن مکان یک تختیت
پایه بقدر نه فت بلند نهاده بر آن تصویر بت بقدر سی فت بلند از سر تا قدم نقره کرده تاج چهار قبه پر
نهاده نشسته بود بخیال چان آمد که تصویر کدام پادشاه بود و درین خانه بوی مشک بکثرت بود و بردی
تخت آن پادشاه دو تصویر بچه های خورد از مس ساخته بودند بشکلی که آن دو تصویر خورد پسران آن
پادشاه باشند این عجایبی از ان مکان دیده بر آمده عرصه بیست و هفت یوم بسبب کثرت
برف که در این روز ها در حدودات شغان و وخان و زیاک افتاده بود و ارد ایستقام کردیم
خبر کابل
موسم نهایت سرد است برف بحدی بارید که به نسبت هفت هشت سال گذشته دو چند و چنانچه
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
