Machine transcription
تحفة الامان في سيرة النعمان حصهٔ اخرى ( ١٦٩ ) مبحث روايات موضوعه و متصرفه
اولین خویش بود بهمان اندازه بدیگر واسطه ضعف را اختیار می نمود - و در اکثری از مواضع تفرد مستملی ضروری می بود و بدون از بودن مستملی مطلوب اصلی شیوخ محصول نمی آمد - اما مساوی و برابر بودن آنمردیکه راساً از خود شیخ حدیث را شنیده است باشخصیکه از زبان مستملی معلومات گرفته ، جادهٔ بی انصافی را پیمودن است - و مزید بر آن که در بعض مواقع مستملی نیز نهایت غافل و نافهم می بود و احتمال اغلاط بیشتر از وی میشد - همچنین بلکه زیاده تر ازین يك طریقهٔ غیر محتاط دیگری نیز معمول بود که « اخبرنا » و « حدثنا » را برخی از محدثین بمعانی مشترك مستعمل ، و الفاظ مترادف می پنداشتند - چنانچه ( حسن بصری ) در روایات غیر واحدهٔ خویش « حدثنا ابو هریره » گفته است ، حالانکه وی گاهی با وی ملاقی نشده است و وی تاویل او را چنان کرده است « در آنفرصتیکه او حدیث میگفت من دران شهر موجود بودم » و همچنین دیگر شیوخ هم نسبت بصحابه در احادیث مرویهٔ خویش لفظ « حدثنا » را استعمال میکردند و معنی آنرا چنان مینمودند که « اهل شهر آنها آن حدیث را از وی شنیده اند » - ( محدث بزار ) مینگارد که ( حسن بصری ) علی العموم از اشخاصی روایت میکند که قطعاً با اوشان ملاقاتی ننموده است ، و تاویل ویرا چنان همی نماید که قوم وی از وی حدیث روایت نموده است [ ملاحظه شود فتح المغیث صف ١٧١ ] این امر علاوه ازینکه يك گونه غلط بیانی است ، اسناد حدیث را بدینواسطه مشتبه نموده بود که چون روای ، آن حدیث را خودش از زبان شیخ نشنیده و از زبان شخصی روایت میکند که معرفی کامل او نیز نپرداخته است و ممکن است که آنمرد ثقه نباشد ، پس بمحض این حسن ظن که روای مزبور از اشخاصی خواهد بود که اسناد وی ضرور قابل اعتماد است تکیه نباید کرد - ازین است که امام اعظم اینطریقه را ناجائز قرار داد و ائمه ما بعد نیز بمتابعتش پرداختند !
طریقهٔ دیگری که بین محدثین معمول بود این است که : - بعض اشخاص احادیث را از زبان شیوخ خویش قلمبند نموده آن اجزاء را نگهداشته از روی آن
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
