Machine transcription
باب نهم در بیان شجه ها و جراحت ها ১৩۸
باب نهم
در بیان شجه ها و جراحت ها
(۸۵۵) جراحتی که در سر و رو واقع شود آنرا شجه گویند و آنچه در باقی بدن حاصل شود آنرا جراحت خوانند (منح الغفار)
(۸۵۶) بدانکه شجه ده اند: اوّل خارصه دوّم دامعه سوّم دامیه چهارم باضعه پنجم متلاحمه ششم سمحاق هفتم موضحه هشتم هاشمه نهم منقله دهم آمه خارصه آنست که خراش بر پوست شود و خون نیاید دامعه آنکه خون نیز ظاهر شود لکن سیلان نکند مثل اشک در چشم که فرو نریزد دامیه آنکه سیلان خون شود باضعه آنکه پوست را قطع کند متلاحمه آنکه پوست را قطع کرده تا بگوشت رسد سمحاق آنکه از گوشت گذر کرده تا سمحاق که پوست باریک در میان گوشت و استخوان است برسد موضحه آنکه استخوان ظاهر کند هاشمه آنکه استخوان را بشکند منقله آنکه استخوان شکسته از جا برآرد آمه آنکه تا ام دماغ رسد و ام دماغ حجابی است که دران دماغ و مغز سر است (هدایه)
(۸۵۷) و نیز یازدهم جایفه را بر ان زیاده کرده اند جایفه آنست که از جلد گذر کرده تا دماغ رسد و آنرا امام محمد در اقسام شجه شمار نکرده زیرا که انسان از جایفهٔ دماغ زنده نماند (محیط السرخسی)
(۸۵۸)
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
