Machine transcription
( ٣٢٤ )
زینی که چشمانش از گریه است
ز قامتش ز رنگ عثمان کلاب
برش گفتم ای دوست دشمن تر است
چو آتش شد از خشم و در تن گرفت
معاذ الله کر دی و پیرانه سر
ندیدم در ان انجمن هیچ پیر
ز نا و و یکساله ان پند خوان
چو پیک در من ز بهر دل بجوش
جو آن را که در چشمان است رود
ره راست در چشمان کی نمود
که بر وار چه دانا و صاحب است
نزدیک پیدانش جاهل است
فرو ماندم از کار پیر خرف
برون از مدارا ندیدم طریق
چو پیری که جاهل کین ادریسیت
سلامت بتسلیم و لیل مه است
پس بمن ایستادم بمند
که ای پیر تغییه استاد نو
مرا نیز با عقل این بت خوست
که نقش ختن قامت ولیک است
بدع آمدم صورتی در نظر
ولیکن ز حسنی ندارم خبر
که سالوک این بنو علم عبیر
بدار یک نادرشناسد پیر
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
