Machine transcription
( ۳۲۰ )
به ندای سپه سالار لشکراست که زنام رخ بر سیادت نشست
ز خود میر ا و سر که جویای اوست بعیش کشان می زد لطف پوست
در باب سوء هضم و تخمه گوید
مگر اقصا ز یکجا سیر کرد که کوری بچنج بر تغیر کرد
پدرشت باری شاه د پل خند انکه زور آوری با گل
پس خوش کند زنده کانرا مزاج ولی درد و درمان فزاید و علاج
همی ان بسی منفعت در نبات اگر خواجه را مانده باشد حیات
رس قعنده را که جان از بدن بر اید چه سود ابنجنبین ذقن
یکی کرز فولا د بر خسته خورد کسی گفت صندل بمالش بدرد
ز پیش خطر تا توانی گریز که نادان کند با قضا ستیز
درون تا بود قابل شرب اکل بدن تا زور دست پا گیر د کل
خراب کند این خانه کرد و تمام که با هم ست از طمع و طعام گرد و
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
