Machine transcription
( ۲۹۹ )
کو اکر در خود خدارسول که دیگر نگردم بگرد فضول
بجیل آمدش هم دران هفته پیش دل افکار و سر بسته و روی ریش
چو بیرون شد از کاروان کدوسل پیش آمدش سبک لائی سیل
پرسید کین قلعه را نام چیست که بسیار چند عجب سرکنیست
چنین گفتش از کاروان سمی که کوشک ترکان بانی ہییے
پسر را یکی بانک در داشت سخت که دیگر چه رانی پندار خبت
زجهلست و بی معرفت کیجوم اگر من دگر سک ترکان شوم
درشتوت نفس کافر به بند اگر عاشقی لت خور و سر بنه
چو مر بنده راستی پرورے ببیت برار ش که نو بر خوری
وگر بندش شب بزندان کنند دماغ خدا وندگاری پزند
غلام آب کش باید و خشت زن بود بنده نازنین مشت زن
سعدیہ
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
