Machine transcription
( ۲۸۲ )
زبان کرد شخصی نصیحت دراز
بدو گفت داننده پسرنداز
که با ناکسان پیش من مکین
مرا بدگمان در حق خود مکن
گرفتم دستگیر او کم بود
نخواهد بجاه تو اندر فزود
یکی گفت پنداشتم نیستی
که در وی بسامان تر نیستی
بدو گفتم ای یار اشفته هوش
شگفت آمد این استانم بگوش
نبایستی هر چه بستی بی
که بر قبضه خنجر قبضه می نهی
یکی گفت دزدان همگرستند
بباروی مردی شکر بستند
نصیحت کن آن ناسزاوار مرا
که دیوان سیه کرد و چنگی و خرد
مرا در نظامیست ادوار بود
شب روز تلقین و تکرار بود
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
