Machine transcription
( ٢٧٦ )
به حوض اسمی امد بشیر اور پروتن بشویی زکر کو پند
پس آن خاک پاکت غفویب سفر کر د خواهی شهر غریب
بران از دو سر چشمه دید و جوی در آلاشی داری از خود بشوی
زعهد پدر یادم آید همی که باران رحمت بر و سرامی
که در طفلیم لوح و دفتر خرید زبهر م یکی خاتم زر خرید
بدر کر د ناگه یکی مشتری مجلوایی از دستم انگشتری
چوشناسد انگشتری طفل خرد کلرمانی از وی تو بهتر برد
تو هم قیمت عمر نشناختی که در عیش شیرین ابدا خستی
قیامت که نیکان به علا رسند زقهرشی بر ژرفا رسند
ترا خود بماند پسر از ننگ پیش چوکرویت بر آید عملهای خویش
بر اور زکار بدان شرم دار که در روی نیکان شوی شرمسار
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
