Machine transcription
( ۲۲۳ )
یکی را چو سعدی دلی ساده بود
که با ساده رویی در افتاده بود
جفا بردی از دشمن زشت گوی
بچوگان بستی سختی چوکوی
ز کس چین ابرو نمیداستی
ز یاری بتندی نپرداختی
یکی گفتش اخر تر اسنگ نیست
چیز این عهده میلی بچنگ نیست
تن خویش را خوار و مذمت پسند
ز دشمن تحمل زبونان کنند
نشاید ز دشمن خطا در گذشت
که گویند یارای مردی نداشت
بدو گفت شیدای شوریده سر
جوانی که شاید نشستن بزیر
دلم خانه مهر یار است و بس
از ان می نگنجد در و کین کس
چه خوش گفت بهلول فرخنده خوی
چو بگذشت به عارفی جنگجوی
گر این مدعی دوست بشناختی
بپیکار دشمن نپرداختی
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
